وبلاگها
|
عروسی خوبانSunday, October 30, 2005
من هم مثل علی اصغر سیدآبادی با خواندن این خبر انگشت به دهان مانده ام. یعنی ایران 100 میلیون دلار در قرض بیفتد برای ازدواج؟! اگرچه من هم مثل سیدآبادی معلوماتم در مورد اقتصاد محدود است، اما اینقدر را می دانم که بانک جهانی بدون تعیین شرایط بخصوصی که سَپ نام دارد (Structural Adjustment Policies) به هیچ کشوری وام نمی دهد. یعنی این وام را ایران باید در طی زمان محدودی پس دهد. قاعدتاً هم در ازای وام از بانک جهانی، کشور دریافت کننده وام باید در مقابل یک سری ضوابط مثل خصوصی شدن و کاهش خدمات اجتماعی مثل آموزش و خدمات درمانی سر فرود آورد. دولت ها هم معمولاً برای کم کردن خرج از خدمات اجتماعی می زنند ولی از توسعه ارتش کم نمی کنند. یعنی هزینه این وام را مردمی که محتاج خدمات اجتماعی هستند می دهند. در قبال وام های بانک جهانی، تولیدات متفرقه برای مصرف داخلی کاهش می یابد و تمرکز می رود روی تولیدات تخصصی برای صادرات. کم ارزش شدن ارز ملی و ارزان شدن صادرات و گران شدن واردات و لیبرالیزه کردن برای جذب سرمایه گذاری خارجی و نابودی صنایع داخلی و غیره هم پیامدهایی است که معمولاً با این وام ها همراه است. حالا بماند که وقتی کشور دریافت کننده وام نتواند آن را پس بدهد، چطوری منابعش (مثل نفت) به غارت می رود و اگر همکاری نکند چگونه مورد تحریم اقتصادی و حمله نظامی واقع می شود، البته به نام آزادی و دموکراسی! (عراق هم نمونه اش). این هم بماند که امریکا به مراتب قدرت رأی دادن بیشتری دارد تا مثلاً ایران. اصولاً قدرت رأی دادن بر اساس قدرت مالی کشورهای شرکت کننده است، یعنی ایران در کنار چند کشور دیگر از جمله افغانستان و الجزیره و پاکستان و ... یک رأی دارند و امریکا به تنهایی یک رأی. اما این بحث ها را واگزار می کنم به آنهایی که تخصصشان در زمینه اقتصاد است. برای من آنچه که جالب است همسویی مبانی محافظه کاران است (ایرانی و فرنگی را می گویم) که با وجود ادعاهایی مثل "جنگ تمدن ها"، بر سر یک چیز توافق دارند: ازدواج و تثبیت دگرجنسگرایی و خانواده هسته ای. وقتی ازدواج می شود یکی از پروژه های "توسعه" دیگر چه اهمیتی دارد که تا خرخره در قرض باشیم؟ حالا جوانان تند و تند عروسی کنند تا خدای ناکرده نزدیکی قبل از ازدواج انجام نشود، دیگر چه اهمیتی دارد که از خدمات آموزشی و درمانی کم شود! اصلاً آموزش می خواهند چه کار؟ بروند کارهایی یاد بگیرند که به درد اقتصاد "انعطاف پذیر" بخورد! این قرتی بازی ها چیست؟ دانشگاه را هم می کنیم خصوصی برای آنهایی که بضاعتش را دارند! همانقدر که پول بدهی آش می خوری عزیز من، اگر هم نداری که آش هم سهل است، نان هم نمی خوری. دیگر به ما چه؟ جبر اقتصاد است، سرت را بگذار و بمیر! به این می گویند توسعه. به این می گویند عروسی نخبگان محافظه کار، فرای مرزها. ما قرض می گیریم که کانون ازدواج را مستحکم کنیم، دولت بوش هم از این سو از بودجه آموزشی می زند و در راه تحکیم کانون ازدواج (البته فقط برای دگرجنسگرایان) پول خرج می کند. به این می گویند good governance! به این می گویند عروسی خوبان! مبارک است انشاالله! -- خدا پدر این جهانشاه جاوید را بیامرزد که کلکسیون معرکه موسیقی اش بخش ابتذال این وبلاگ را تأمین می کند. البته تمام مسئولیت جلف بودن موسیقی های انتخابی این وبلاگ به عهده اینجانب است و جهانشاه بی تقصیر است.
|
|
<< Home