وبلاگها

از نجاست وطن تا فضاحت انتخابات همسایه و حکومت در اینترنت

Sunday, October 16, 2005
دیروز به سخنرانی محمد توکلی طرقی، استاد دانشگاه تورنتو رفتم. توکلی طرقی که کتابش را خیلی دوست دارم و فکر می کنم از بهترین تاریخ شناسان ایرانی است، در مورد بخشی از کتابی که هنوز در مرحله نوشتنش است صحبت می کرد . سخنرانی او "طهارت بدن و نجاست وطن" نام داشت که گویی برگزارکنندگان برنامه آگورا به اشتباه (و یا از روز حس وطن پرستی) نجاست آن را با آب کشیدن مکرر عنوان پاک کرده بودند و به جایش "بیماری وطن" نوشته بودند. البته آقا توکلی خان طرقی در کتابش در مورد بیماری مام وطن در زمان مشروطه و بعدها آقا رضا خان میر پنجه هم نوشته، خب اما آن بحث دیگری بوده در مورد حس ناسیونالیستی ابناء وطن (که متوجه هستید که فرزندان همه پسر بوده اند!) که باید سر غیرت می آمدند و مام وطن عزیز و نحیف و در حال موت را نجات می دادند. اما این بحث نجاست وطن را محمد توکلی با خواندن توضیح المسائل های اوایل قرن بیستم به عنوان اسناد تاریخی شروع کرده و دوره تاریخی اش و گفتمان هایش با آن بیماری وطن فرق می کند. بطور خلاصه، توکلی نجاست وطن را به مسئله طهارت بدن و آب و شیوع وبا (و دیگر بیماری های آبزا) و بحران معرفتی که به دلیل عدم توانایی پاسخگویی توضیح المسائل ها به این آلودگی بوده ربط می دهد. یعنی چون میکرب وبا در آب با وجود آلوده کردن آن هنوز رنگ و بوی آب را عوض نمی کند (آب کر می ماند)، یک بحران در دانش علمای دینی ایجاد می کند که به یک تغییر گفتمان از مسائل شرعی به مسائل بهداشتی ختم می شود و یکنوع تلاش برای تطابق اسلام با علوم جدید را می طلبد. تولید روشنفکر دینی در این زمان ِ بحران معرفتی، تلاش روشنفکرهای زمان در خرافه زدایی از اسلام، و تعمیم طهارت و نجاست به بدن وطن که قبلاً به بدن مومن محدود بود، موضوع بحث شنیدنی و طولانی (ماشاالله 3 ساعت حرف زد این مرد مومن!) توکلی طرقی بود.

در قسمت سوال و جواب، تند و تند، همه راه ها به هندوستان ختم می شد و به انقلاب و وضعیت کنونی. گاهی هم درخواست هایی از محمد توکلی می شد که گوی شیشه ای در دست بگیرد و آینده را پیش بینی کند و صلاح مملکت را بگوید. خب شاید دلیل بحث در مورد دلایل انقلاب این باشد که توکلی در صحبت هایش به لازمهَ با خون شستن برای طهارت وطن در توضیح المسائل امام خمینی سخن گفت و حرف را به انقلاب کشید. خب اگر چند نفر بالای 26 سال در اطاق باشند که در انقلاب 1357 شرکت داشته اند،معمولاً چنین بحثی به یک جهت بخصوص می رود و .... اما اصرار برای شنیدن پیشگویی تاریخدانان و تبدیل آنان به مفسران سیاسی روز و پیشگویان آینده، شاید به این دلیل باشد که یکنوع تفکر غالب در مورد تاریخ و "درس گرفتن" از تاریخ وجود دارد که تاریخ را تکرار شدنی و خطی می بیند. انگار که تاریخ بدون گسستگی است و هیچ عنصر سورپریز و واقعه پیش بینی نشدنی در آن وجود ندارد. یعنی به جای یافتن گفتمانها و روندهای مشخص زمانی و مکانی و دنبال کردن روابط پراکنده قدرت در هر مقطع زمانی (آنچه که فوکو به آن در کتاب " آرکئولوژی دانش"، نسب قدرت -جینیولوژی قدرت-- می گوید) به دنبال یک سیر پیش بینی شونده تاریخی و یک ریشه و یک سلسله خطی دلایل می گردد. (یعنی اول این شد، در نتیجه بعد آن شد، بعد اینطور شد، و .... یکنوع تاریخ نگاری علت و معلولی)
اما اگر به جای این روش، به گفتمانهای موجود که در تلاقی با یکدیگر به تولید پدیده های تاریخی می گردند توجه کنیم، می شود ربط آب وبا دار به روشنفکر دینی و ناسیونالیسم ایرانی و بوجود آمدن مرزها را دید. یعنی کاری که محمد توکلی طرقی در صحبتش می کند و فیروزه کاشانی ثابت هم در مقاله ای در مورد طاعون و وبا و ربط آن به تشکیل مرزبندی های و ناسیونالیسم ایران در قرن نوزده و بیست کرده.



البته جالبتر بود اگر توکلی این بحث طهارت و نجاست را به تولید بدن که جنسیت و جنسگونگیش به عنوان پدیده هایی فرا-تاریخ و پیش از گفتمان، طبیعی و یا خدادادی فرض شده می کشاند و به تولید بدن های نجس، بدن های بیمار، بدن های غیر وطنی، بدن های آنرمال، بدن های منفور و مجرم می پرداخت. امیدوارم که در کتابش چنین کاری بکند. فکر می کنم نشان دادن اینکه بدن نیز خود ساخته ایست گفتمانی، از تحقیقاتی است که قابلیت انجام آن در دست تاریخ دانان خوبی است که تاریخ را ساخته "مردان بزرگ تاریخ ایران" نمی دانند .


خلاصه که دیشب کلی از دیدن استاد طرقی و ملاقات دوستان وبلاگنویس و وبلاگ خوان مسرور شدیم. یک کشف جدید هم کردم (که شاید البته آنقدر هم جدید نباشد!) و آن را مدیون محمد توکلی طرقی می دانم. او گفت که امروز در ایران با عامه شدن اجتهاد --که قبلاً خاصه و در اختیار علما بود-- هر ایرانی یک مجتهد شده (مثالش هم انقلاب فرهنگی در دانشگاه هاست). من هم در قسمت سوال و جواب (که باید نامش را عوض کرد چون معمولاً دیگر سوالی در کار نیست، بلکه کامنت های طولانی است) به این کشف رسیدم که هر ایرانی علاوه بر مجتهد شدن، یکپا ملا هم شده که بالای منبر می رود و پایین هم نمی آید ( اشتباه برداشت نشود،خودم را هم می گویم!)

--------

این تحلیل ایجاز احمد را در مورد مسائل هسته ای ایران، رأی هند، شورای امنیت، و موضع امریکا در قبال ایران بخوانید. البته خب کمی تا اندکی "دترمینیست" است و امریکا را تنها عامل و بازیگر وقایع می بیند، اما برای مطلع شدن مقاله خوبیست.

----------

نتیجه انتخابات قانون اساسی عراق معلوم نیست، اما انگار می گویند دارد رأی بلی می گیرد. بعضی نتیجه این را متلاشی شدن عراق و جنگهای مدنی می دانند. اما از پیشگویی که بگذریم، جالب تعریف رأی دهنده و رأی بله یا خیر است. چندی پیش، رائد نوشته بود که اگر در یک فرمانداری، مثلاً 151 رای دهنده واجد شرایط ثبت نام کرده وجود د اشته باشد (که تصمیم بر این تعداد واجدین شرایط ثبت نام کرده بر اساس شمارش آنهایی است که سهمیه غذایی می گرفته اند)، و 100 نفر آنها بروند و رأی بدهند و همه هم رای بدهند نه، رأی آن فرمانداری "آری" حساب می شود چون بر طبق ضوابط رای گیری این انتخابات، چون این 100 رأی دهنده کمتر از دو سوم تعداد افراد واجد شرایط رأی دادن است، رأیشان حساب نمی شود! بعد هم اگر از این 151 نفر واجد شرایط فقط 10 نفر رأی دهند و 5 نفر رأی نه بدهند و 5 نفر رأی آری، رأی آن فرمانداری بلی حساب می شود چون شرط قبول قانون اساسی در یک فرمانداری این است که نصف آنهایی که در حقیفت می روند پای صندوق و رأی می دهند، رأی بلی بدهند! بابا یکهویی روی همه برگه های رأی می نوشتید "آری" و خیال همه را راحت می کردید خب! قربونت برم دموکراسی که هر کس یکجوری تعریفت می کنه و جناب بوش هم بادی به غبغب می اندازه و می گه تعداد زیاد رأی دهندگان سُنی نشانه آمدن دموکراسی است به عراق! بابا اگر قرار است آنطور که ایجاز احمد پیش بینی می کند امریکا به ایران هم بیاید و همین برنامه را اجرا کند، یکی به اینها بگوید بخدا ما خودمان 26 سال پیش یکی از این نمایش های دموکراتیک "آری" و "نه" داشته ایم. دیگر به خودشان زحمت ندهند و توپ و تانکشان را برای چنین تغییر اساسی در قانون اساسی نیاورند به ایران!

------------

راستی حرف از دموکراسی آمد و از آنجایی که دموکراسی در اینترنت مد روز است، این خبر در مورد رضایت ندادن امریکا به قطع مونوپولیش در حکومت بر فضای سایبر را بخوانید. این سرمایه داری دیجیتال (به قول دن شیلر) هم دارد کم کم به بحران بر می خورد انگار.

------------

پ.ن.

با اینکه دکتر توکلی طرقی دیروز بهم گفتند که سایت جدیدشان را لگو فیش طراحی کرده، بنده به وبسایت قدیمی لینک دادم. آدرس جدید این است. ممنون از لگوفیش.