وبلاگها
|
Knowledge Production in an Age of EmpireTuesday, May 01, 2007
لینک ثابت این مطلب |
|
نشانه شناسی یک انگشت: این یک پست نیست. این آخرین نشانه استMonday, March 19, 2007
پی نوشت: مخاطب شما نیستید. آن عده ازعاشقان نشانه شناسی اند که زن را به شئ تبدیل می کنند. برای نشان دادن دو عدد سینه هم این عکس را نگذاشته ام. اگر فقط سینه می بینید شاید مخاطب شما هم هستید. ------------------------ Semiotize this! I know your eyes are fixed on what they can't get in real life... but you may need to look higher to see the sign. That's right, not the boobs... higher... higher... aaaaaa...Nope! not that high... not the white hejab.... lower... lower... right there! that's it! stop! yes... see the sign? Now guess what the signified is.... 'atta boy! baarikallaa Now go get a picture of your empress and masturbate in the memory of her deceased husband. Don't forget to wash your hands before you fix your hair. baarikallaa
Monday, March 12, 2007
Thursday, March 08, 2007
نامه به آقای رئیس جمهورMonday, March 05, 2007
متن زیر به آقای احمدی نژاد ارسال شد. چه کنیم، دلمان به حقوق شهروندی خوش است و فکر می کنیم نامه مان را می خوانند. با تشکر از قاصدک* نازنین برای ویرایش. نازلی می گوید دلت خوش است، احمدی نژاد هیچ کاره است. شاید راست می گوید. اما دلم به این خوش نباشد به چه خوش باشد؟ ------------------------------- آقای رثیس جمهور: به عنوان یک ایرانی که نزدیک به نیمی از عمرش را در ایالات متحده امریکا زندگی کرده است، میتوانم به شما اطمینان دهم که با نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی در این مرز و بوم آشنا هستم. به عنوان زنی مهاجر میدانم که پروپاگاندای ضد ایران یعنی چه و تبعیض چه معنایی دارد. من زمانی ایران را ترک گفتم، که صدای جوانانی چون من به دلیل نیازهای جنگ خفه شده بود. آن موقع سودای آزادی در سر داشتم. اما با گذشت زمان، مفهوم آزادی در کشور "میزبان" که بر پایه صنعت زندان می چرخد، برایم رنگ باخت. هیچ توهمی از مفهوم آزادی در امریکا و هیچ شکی در فرصتطلبی جنگطلبانی که در بساط امپراطوری نو چشم بر منابع طبیعی ایران و دیگر کشورهای منطقه دوختهاند ندارم. با این شناخت است که از شما تقاضا میکنم به دور از پیشفرضها، نامهام را به عنوان یک دانشجوی خارج از ایران بخوانید. آقای رئیس جمهور، از زمانی که من ایران را ترک گفتهام، زنان ایرانی دستاوردهای بسیاری در زمینه حقوق خویش کسب کردهاند. آنان حکومت اسلامی را اصلاحپذیر دانسته و در اصلاح قوانین ضد زن با چنگ و دندان تلاش کردهاند. زنانی که نه برای "براندازی" بلکه برای عدالت کوشیدهاند. زنانی که با دلسوزی برای ایران، نه تنها حکومت نوپای ایران را اصلاح ناپذیر ندانسته و با گفتمانهای "براندازی" همسو نشدهاند، بلکه با رعایت قوانین و در چهارچوب حقوق قانونی شهروندان ایرانی به احیای حقوق خود پرداخته اند. آقای رئیس جمهور، در پژوهش میدانیام در یکی از کشورهای همسایه ایران با فردی مواجه شدم که به همراه همکارش مقادیر هنگفتی ارز را بطور غیرقانونی از ایران خارج کرده و پس از سالها ضربه زدن به اقتصاد ایران سر انجام دستگیر و پس از اندی با ودیعه آزاد شده و از ایران گریخته بود. همکار او نیز با وجود دزدی از بیت المال اخیراً آزاد شده است. نمیدانم این دزدان و راهزنان به منافع ایران ضربه بیشتری می زنند یا زنانی که جز حقوق برابر و عدالت اجتماعی خواستهای دیگر ندارند و به جرم شرکت در تجمعی مسالمت آمیز روانه زندان شدهاند؟ آقای رئیس جمهور، زنانی که در روز 13 اسفند 1385 توسط مسئولان قوه قضائیه به "جرم" تجمعی مسالمتآمیز (که طبق ماده 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قانونی است) اکنون در بازداشت به سر می برند، از جانب بسیاری از گروههای اپوزیسیون خارج از کشور و سکولاریست های بنیادگرا به دلیل فعالیتشان در جهت اصلاح قوانین نظام جمهوری اسلامی سالهاست که مورد شماتت واقع شده و توبیخ شدهاند. کدام بخش از تجمع مسالمت آمیز این فعالان حقوق زن مخل مبانی اسلام بوده که حکومت اسلامی ایران چنین آزادی را از ایشان سلب کرده است؟ آقای رئیس جمهور, چنین برخوردی با زنان به نفع کیست؟ آقای رئیس جمهور، سلب حقوق زنان بی شک منجر به قطع امید فعالان حقوق زنان نسبت به اصلاح پذیر بودن حکومت اسلامی خواهد شد و نتیجهاش در بهترین صورت چیزی جز ترک ایران نخواهد بود. شنیدن این جمله که "در ایران آیندهای نداشتم" از زبان جوانانی که که در سالهای اخیر ایران را ترک گفتهاند به گوش من ناآشنا نیست. چرا باید تجمعی مسالمتآمیز برای اعلام همبستگی با زنانی که به جرم تجمع سال ۸۵ محاکمه میشوند با چنین برخوردی مواجه شود؟ چرا با دلسوزترین شهروندان ایرانی که مرتکب جرمی نیستند جز تقاضای عدالت، اینچنین برخورد می شود؟ دوباره می پرسم آقای رئیس جمهور، منفعت چنین برخوردی برای کیست؟ آیا جز این است که چنین برخوردهایی هیزم به آتش جنگافروزانی میریزد که "آزادی سازی" را بهانه حملهی نظامی میکنند؟ آیا جز این است که اگر فعالان دستگیر شدهی حقوق زنان در صدد براندازی نظام بودند، برای بهتر شدن و عادلانه شدن قوانین همان نظام از جان و مال خود مایه نمیگذاشتند؟ آقای رئیس جمهور، اعتراض شما به دولت امریکا به دلیل تبعیض برعلیه بسیاری از شهروندانش به جاست. اما تغییر از خانهی خویشتن آغاز می شود. نشان دهید که عدالت در خانه هست تا جوانان در سودای یافتن آن از خانه فراری نشوند و در منزل دگری دادخواهی نکنند. ۳۸ زنی که در تجمع مسالمتآمیز مقابل دادگاه انقلاب اسلامی در تاریخ ۱۳ اسفند۱۳۸۵ در تهران دستگیر شدهاند را آزاد کنید. سیما شاخساری --------------------------------- به وبلاگ نویسی برنگشته ام. آمدم بگویم که اگر تا به حال امضا نکرده اید، شاید بد نباشد سری به اینجا بزنید و اگر موافقید امضا کنید. بر هرچه هم نقد داشته باشید، دستگیری زنان در جلوی دادگاه توجیه شدنی نیست.
فصلی دیگرSaturday, October 14, 2006
می خواستم خداحافظی کنم و نامه تشکر و شکایت از دلتنگی و این حرف ها بنویسم که دیدم بهتر است دراما کوئین بازی در نیاورم و فقط همین را بگویم که تا مدتی وبلاگ نخواهم نوشت و نخواهم خواند. می دانم که پیش آمده که وبلاگنویسی گفته نمی نویسد ولی دوام نیاورده و برگشته، به همین جهت هم نمی گویم دیگر نخواهم نوشت. می دانم روزی دوباره وبلاگ خواهم نوشت. برگردمه. گلجاقام. آی ویل ریترن. ولوره. حالا کی اش را نمی دانم. ممنون از اینکه تا این مدت همراهی کردید. بدرود. ![]() Bush Speech (Edited)Sunday, October 08, 2006
|
|