وبلاگها

خر و سیاست

Wednesday, October 12, 2005
بچه که بودیم، می خواستیم همدیگر را اذیت کنیم، وسط دفتر مشق همدیگر می نوشتیم: "فلانی خر است!" اصلاً هم به فکر این نبودیم که خر چه موجود پرکار و نجیب و بی آزاری است. امروز سایت عکس های علی خلیق را دیدم و هم از عکسها و هم از توضیحاتش کنار عکس ها لذت بردم. در بین عکسهای علی، عکس زیر توجهم را جلب کرد. گروهی مرد جوان انگار به همان رسم کودکی، می خواهند بگویند" آمریکا خر است"، یک حیوان بی زبان را با رنگهای احتمالاً مضر برای حیوان رنگ کرده اند و به گردنش زنجیر بسته اند و دارند راهش می برند. خب این هم شیوه ایست از اعتراض به سیاست های سران امریکا. اما چیزی که شاید این رنگرزان خر نمی دانند، این است که یک عده از امریکایی ها خودشان این را با جان و دل پذیرفته اند و لوگوی نیمه رسمیشان هم خر است! بله... حزب دموکرات امریکا سمبلش خر است که معمولاً پرچم امریکا هم پوشیده. (شاید هم رنگرزان خر در ایران این را می دانند و نماینده دموکراتهای امریکا در ایرانند!)

چرا خر؟ از قرار معلوم، وقتی اندرو جکسون در انتخابات سال 1828 با شعارهای پوپولیستی اش حرص مخالفانش را در آورده بود، به او لقب "خر" دادند. او هم در کمپین هایش برای اینکه بگوید لجباز است، از همان سمبل خر استفاده می کرد. بعدها هم یک کارتونیست به نام توماس نست در سال 1870 در هفته نامه هارپر یک خر را در حال جفتک زدن کشید که آن کارتون به تدریج باعث شد که خر به عنوان سمبل دموکراتها معروف شود. دموکرات ها این خر را دوست داشتنی، فروتن، باهوش و شجاع می دانند. حزب جمهوریخواه هم سمبلش فیل است (من که به فیل علاقه دارم و از جمهوریخواه ها شدیداً بدم می آید، وقتی سمبل اینها را می بینم کلی حرص می خورم! ) جمهوریخواه ها خر دموکرات را مسخره و لجباز می دانند. راستی حرف از "مسخره بودن" آمد، این ویدیوی صحبت کردن رهبر گرامی حزب فیل ها را ببینید (اگر اسمش را بشودصحبت کردن گذاشت!).... صد رحمت به خر؟

گویی که خران تنها در یک ملک به مقامات حکومتی نرسیده اند... این شعر میرزاده عشقی را هم بخوانید تا ببینید که در ایران هم چنین ماجرایی بوده... البته واضح و مبرهن است که خرانی که مرحوم عشقی می گفته با خرهای آمریکا خیلی فرق می کرده اند. اولی عرعر می کرده و دومی هی ها!

دردا و حسرتا که جهان شد به کام خر / زد چرخ سفله، سکه ی دولت به نام خر!
افکنده است سایه، هما بر سر خران / افتاده است طایردولت به دام خر!
خرها تمام محترمند اندرین دیار / باید نمود از دل و جان احترام خر!
خرها وکیل ملت و ارکان دولتند / بنگر که بر چه پایه رسیده مقام خر!
هنگامه ای به پاست به هر کنج مملکت / از فتنه ی خواص پلید و عوام خر!
روزی که جلسه ی وزرا منعقد شود / دربار چون طویله شود ز ازدحام خر!
چون نسبت وزیر به خر ظلم بر خر است / انصاف نیست کاستن از احترام خر!

در آخر، خر همیشه به حکومت نمی رسد (کما اینکه در امریکا هم حزب اقلیت است و در دوره گذشته انتخابات، زورش به این فیل-نماهای محافظه کار نرسید!) در ایران خودمان هم حزب خرانی بوده که تاریخچه اش را نقطه ته خط نوشته. روی لوگویش کلیک بفرمایید تا قصه توقیف توفیق و تشکیل حزب خران ایران را بخوانید. روی عکس این خر بی نوا هم کلیک کنید تا عکسهای علی خلیق را ببینید. روی خر دموکرات هم کلیک کنید تا تاریخ خر دموکرات را در صفحه حزب دموکرات امریکا بخوانید.













---------------پ.ن.-

وااای که من چقدر خرم! (دشمنان وبلاگی ریز و درشت، لطفاً بُل دودستی نگیرید!). تازه متوجه شدم که لپ ها و لب های این خر بدبخت را هم قرمز رنگ کرده اند. یعنی خر زنجیر بر گردن که برای تحقیر امریکا در خیابانها به نمایشش گذاشته اند، مثلاً " زن" هم هست و سرخاب و سفیداب هم دارد! این نکته بسیار مهم است، چرا که غالباً در جنگ و جدل های مردانه، برای تحقیر دشمن، او را"زنانه" می کنند، چون زن حکم حقارت را برای مردان "دلیر" دارد! برای مثال، پس از 11 سپتامبر وبسایت ها پر بود از تصاویر مونتاژ شده و کارتون هایی که در آنها دشمن مسلمان را به شکل زن درآورده بودند. سینتیا انلو که در کتابهای مختلفش (از جمله در کتاب معروفش، "موزها، ساحل ها و پایگاه های نظامی") به تفصیل در مورد میلیتاریزیشن (ارتشی ساختن) نوشته، بر این عقیده است که ستم بر زنان و تبعیض بر علیه آنها جزو تار و پود میلیتاریزم است و این پدیده که رو به توسعه است رابطه ای مستقیم با ساختار مردانگی و زنانگی دارد. این رژه رفتن با یک خر امریکایی زنانه شده هم، یکی از فرم هاییست که مردانگی در بازتولید خود، بر "زن نمودن" دشمن اتکا دارد (به قول وبلاگنویس بازنشسته، نمی شود در این وبلاگ بیاییم و حرف از فمینیسم نزنیم! والله من قصدم خرشناسی سیاسی بود که دیدم در آنهم مسائل جنسگونگی مطرح است! حالا دوستان بگویند "اووووووه!")

توضیح لازم پس از نوشته: این زنانه کردن "دشمن"، مسلماً ریشه در تفکر پدرسالار و زن ستیز دارد.


-------------پ.ن-

اگر بحث قبلی در مورد جامعه شناسی، مردم شناسی، نخبه گرایی و وبلاگستان را دنبال کرده اید، حتماً نوشته "مادام ام" در رابطه با نوشته قبلی من و نوشته الپر را بخوانید.