وبلاگها
|
لایحه وطن دوستی و بوقلمون خوریThursday, November 24, 2005
امروز از آن روزهایی است که آدم بلاگیدنش می گیرد. نمی دانم چرا. اما دو سه روز گذشته حال و حوصله وبلاگ نوشتن نداشته ام، اما خب طبق معمول می خواندم. امروز داشتم اخبار را می خواندم که رسیدم به این خبر که اتحادیه اروپا ایران را متهم کرده که در صدد ساختن سلاح هسته ایت. می گویند مدرک دارند. حالا این مدارک چیست را خدا می داند و اتحادیه اروپا. اما از قرار می گویند طرح هایی پیدا کرده اند که شبیه سر یک سلاح اتمی است! یاد آروین چهار سال و نیمه افتادم که خطوط درهم و ورهمی می کشد که کسی نمی فهمد چیست اما ازش که می پرسی می گوید موشک است! حالا هم حتماً دست اتحادیه اروپا به نقاشی های آروین که بیفتد وضع ایرانیان ساکن کانادا خراب می شود! آروین از سنتا کلاز (بابا نوئل) موشک و هواپیما و از این جور سلاح های تروریستی می خواهد. ای سنتا جان اگر گوش می کنی جان آن جیزز مظلومت قسم برای بچه های ایرانی از این جایزه ها نیار که اروپاییان می گویند این ها صلاحیت سلاح داشتن ندارند چون ذاتشان تروریست است و برخلاف امریکا و اسرائیل می دانند از آنها چطوری استفاده کنند. اما برای بچه های اروپایی و امریکایی هم موشک و هواپیما ببر و هم بمب های فسفری و بازی های ویدیویی که یاد بگیرند چطوری تروریست های بی تمدن را بکشند!!
---------------- حسین در وبلاگ انگلیسی اش نوشته که چگونه اداره مهاجرت امریکا سر مرز به دلیل نوشته های وبلاگیش و به این دلیل که به عنوان یک مرد ایرانی، موقع آمدن از نیویورک به کانادا ثبت نام نکرده، به او اجازه ورود دوباره به امریکا را نداده اند (پس از 11 سپتامبر، طبق قوانین مهاجرت، مردان خاورمیانه ای تحت قانونی به اسم "ثبت نام مخصوص"، باید هنگام ورود و خروج از امریکا ثبت نام کنند) . امیدوارم کار حسین درست شود چون به نظر می رسد که نیویورک را خیلی دوست دارد. به این فکر بودم که شاید وبلاگهایمان را فرای مرزها بدانیم و فکر کنیم که آنها به قول حسین "پل" هستند، اما حقیقت زندگی خیلی از ماها این است که خطوط مرزها روی بدنمان مثل داغ حک شده و پل ها برایمان مسدودند. حالا هر چقدر هم نویسندگانی مثل شری ترکل و کنفرانس هایی مثل "صداهای جهانی" در کنفرانس هایی مثل اینترنت و جامعه، اینترنت و توانایی اش در ساختن دنیایی ایده ال را گنده کنند. اما این دنیای سایبر متجسدتر از آن است که اینقدر ایده الش می کنیم. بدن های زمینی از دنیای بی بدن اینترنت جدا نیستند. بدن های متهم اگر از مرزهای سایبر عبور کنند در مرزهای زمینی همچنان متهم می مانند. --------- حرف از سیاست سفر و قوانین مهاجرت افتاد، این خبر را هم در مورد اینکه چگونه امریکا درهایش را به روی آکادمیسین های خارجی می بندد بخوانید. طبق لایحه ای که پس از 11 سپتامبر بسیاری از ازادی های اجتماعی را سلب می کند، درست مثل زمان جنگ جهانی دوم، امریکا از ورود بسیاری از آکادمیسین هایی که مواضع امریکا را نقد کرده اند جلوگیری کرده. چنین عملی در سال 1990 غیر قانونی اعلام شد، اما جناب بوش و همراهانش امریکا را به زمان مک کارتی بر گردانده اند. آنموقع "ترس قرمز" و یا خطر ایدئولوژی های کمونیستی بود و حالا هم اسلام است که انگار شده "ترس سبز". خوشبختانه، مجتمع آمریکایی استادان دانشگاه به اینکه امریکا بدون دلیل قانع کننده از ورود بسیاری از آکادمیسین هایی که برای تدریس و یا کنفرانس می خواسته اند وارد امریکا شوند جلوگیری کرده، اعتراض کرده اند و پرونده فعلاً در دادگاه است. از ترسشان هم می گویند ما با "لایحه وطن دوستی" کاری نداریم، اما بگویید چرا کسانی مثل طارق رمضان را راه نداده اید؟ مجتمع استادان دانشگاه می گویند که تعریف "تروریسم" آنقدر گسترده شده که دیگر به هر کسی می شود انگ تروریست بودن زد و از ورودش جلوگیری کرد. ------ امروز روز شکرگزاری در امریکاست. ما که امسال در کانادا شکرگزاری کردیم دیگر امروز را تخفیف داده ایم، مثل آقای بوش که امسال یک بوقلمون می خورد و بعد که شکمش سیر شد تخفیف می دهد و یک بوقلمون را به رسم صادر کردن آزادی و دموکراسی آزاد می کند! راستی همین دیروز آقای بوش که آمده در مزرعه اش در تگزاس تا یک بوقلمون تحت ظلم را آزاد کند، در ازای آن یک دو جین از تظاهرکنندگان را دستگیر کرده. خب نمی شود که همه آزاد باشند که آخر! |
|
<< Home