وبلاگها

کالیفرنیا بر سر غیرت آمد

Thursday, November 10, 2005
دیروز با یکی از دوستان تورنتویی رفتیم خرید مواد غذایی و من مدام به شوخی به این نکته اشاره می کردم که تقریباً همه میوه های آن فروشگاه از کالیفرنیا وارد شده اند و کانادایی ها چقدر مدیون کالیفرنیا هستند! بعد هم در حین دیدن فیلم "ساید ویز" که در کالیفرنیا اتفاق می افتد و نود درصد فیلم در مورد شراب است، در صحنه کوتاهی از فیلم، اشاره کردم به کارگران مکزیکی که نیروی کارشان در فتیش سازی کالا (شراب ناب کالیفرنیا) پنهان می شود. همانهایی که چرخه اقتصاد امریکا بدون نیروی کار آنها می ایستد ولی مورد تهاجم قوانین ضد مهاجرت افرادی مثل آرنولد شوارزنگر (که خود مهاجر است اما رنگش فرق می کند!) قرار می گیرند!

حالا دیدم دیروز بی جهت اینقدر پز الکی در مورد کالیفرنیا نمی دادم! (جو ناسیونالیستی قلابی انگار من را هم گرفته!!). دیدم که رای دهندگان کالیفرنیا همه طرح های پیشنهادی آرنولد را که قرار بود قدرت او را بیشتر کند و دیگر پیشنهاداتش که ضد معلمان و اتحادیه ها بود را شکست داده اند. حتی "م" که زیاد اهل رأی دادن نیست، از وقتی به کالیفرنیا آمده، افتاده به رأی دادن برعلیه بوش و دوستانش و اینبار هم دقیقه نودم از سر کار دوان دوان رفته بود که بر ضد این لایحه ها رأی بدهد! خلاصه که آرنولد جان انگاری آستا لاویستا بی آستا لاویستا، بَی بی!



Hasta la Vista? OUCH!!!! I don't think so, Baby!


--------
تبصره: بابا من اصلاً ضد تورنتو نیستم و اتفاقاً اهالی ایرانی تورنتو تا به حال که خیلی گرم و مهمان نواز بوده اند. به غیر از گرمی اهالی تورنتو، می گویند که هوای تورنتو هم امسال برای رحم به من کالیفرنیا زده، برای اینموقع سال خیلی گرم است. خداییش هوای اینجا تا به حال که چندان هم با هوای اینموقع سال در سانفرانسیسکو فرقی ندارد و هنوز آنقدرها که فکرش را می کردم سرد نیست. البته رنگهای زیبای پائیزی درختان تورنتو که دیگر حرف ندارد. غرهای من از ساختمان سازیش است که خب کمی بی سلیقه است دیگر! اما خب مغازه های ایرانی و نان بربری اش (ترکیم چه کنیم!) در بین نانهایی که خارج از ایران خورده ام همتا ندارد (حتی در لوس آنجلس) و باقلوای آن زن مسن مهربانی که اسمش را هم نمی دانم، اما در سوپر خوراک شیرینی درست می کند، معرکه است. خیر، سوپر خوراک نه به من نان بربری مجانی داده و نه پول!