وبلاگها

نامه یک وبلاگنویس به خوانندگان معدودش

Sunday, August 14, 2005
خواننده عزیز:
اخیراً سرم خیلی شلوغ است و چند روزی است که فرصت وبلاگنویسی و وبلاگ خواندن نداشته ام. یک سری گرفتاری که نتیجه مردم
آزاری یک "هموطن" است و آماده شدن برای رانندگی 6 روزه ام از این سر آمریکا به آنسوی آن و نقل مکان موقتی به کانادا تا حد زیادی وقتم را گرفته. طبیعتاً در مدت مرخصی این حقیر از وبلاگستان، مسائلی پیش آمده که در جریانش نبوده ام و تازه متوجه وقایع الاتفاقیه وبلاگستان شده ام. بنابر این اگر این نامه کمی از نظر زمان وبلاگی عقب است عذر می خواهم (ماشاالله زمان وبلاگی آنچنان با عجله پیش می رود که مطالب پیش از آنکه فرصت خواندنشان را داشته باشی کهنه می شوند!)

یکی از جریان های وبلاگستان این نامه خطاب به مردم ایران است که علیرضا تمدن به درستی از آن نقد کرده. از نقد بجای علیرضا و دیگران (که او در زیر نوشته اش به آنها لینک داده) که بگذریم، سوال من در مورد این نامه این است: نویسندگان این نامه "مردم ایران" را چگونه تصور می کنند؟ سوالی است ساده، اما جوابش آنقدرها هم ساده نیست! نامه ای از "بلاگرها" (که بعداً به دلیل نقدها به "جمعی از بلاگرها" تغییر یافته) به "مردم ایران" این سوال را پیش می آورد که که مگر "بلاگرها" خود جزئی از این "مردم ایران" نیستند؟ شاید طرز برخورد نویسندگان ِ این نامه تکرار کننده فرضی است که طبق آن، عده ای روشنفکر ِ پیشتاز با رساله ها و مانیفست هایشان قصد دارند که "توده"ها را از تاریکی برهانند. متاسفانه مشکل این برخورد این است که عاملیت آنچه را که "مردم" می خواند نادیده می گیرد و برای خود جایگاهی فرای "عامه" تعیین می کند. گویی وبلاگستان با همه سرعتش به این نرسیده که زمان ونگارد بازی مدتهاست که گذشته... البته این نظر این حقیر است و بس.

امضا:

مردمشناس وبلاگنویسی که خودش هم مردمانست