وبلاگها

شبه مردمشناسان اورینتالیست

Thursday, August 04, 2005
همه مفسران سیاسی و "مغز"های مراکز تحقیق امریکا و اروپا الحمدالله به انتروپولوژی روی آورده اند و به شیوه ای مشابه به سالهای جنگ جهانی دوم که دولت امریکا انتروپولوژیست ها (همان مردمشناسان خودمان) را استخدام می کرد تا به تحقیق در مورد "شخصیت ملی" دشمن بپردازند، حالا هم شناخت شخصیت مسلمانان شده کار شبه انتروپولوژیست هایی که باید به جای انتروپولوژیست بهشان گفت انتروپولو-ژست! این ژست های انتروپولوژیشان واقعاً سرگرم کننده است. بار پیش که تاکر با "استناد" به علم انتروپولوژی ادعا داشت که رابطه ای مستقیم بین چند همسری بودن و تروریسم وجود دارد، اینبار هم این آقایان مرکز اطلاعات و امنیت اروپا با یک فرقه کشف جدید همه ما را مستفیض کرده اند. کشف جدید این است که احمدی نژاد دارد با استفاده از" سنت دیرینه تکیه" دنیا را گول می زند! "تکیه" هم در ژست انتروپولوژی این آقایان اینطور تعریف شده:


این علامه های دهر ادعا دارند که حزب الله لبنان از "سنت تکیه" استفاده کرده و آقای احمدی نژاد با تظاهر به اعتدال دارد نوع مدرن سنت تکیه را تکرار می کند! در آخر هم با استفاده از این ژست شبه مردمشناسانه جعلی، نویسندگان این مقاله "علمی" به این نتیجه رسیده که فرانسه و آلمان نباید به ایران اعتماد کنند و باید با ایران با قاطعیت برخورد کنند.

یکزمان انتروپولوژیست آمریکایی، روث بندیکت، در مورد دشمن زمانه یعنی ژاپنی ها، آنها را به ترکیبی بین گل داودی و شمشیر تشبیه کرد. دولت امریکا او را استخدام کرده بود تا ارتش امریکا بتواند ژاپنی ها را از "دید خود آنان" ببیند و دریابد که ژاپنی ها چگونه با "آزادی" امریکا روبرو خواهند شد. بندیکت، بر اساس تحقیقی محدود، دوگانه ای ذاتی را در شخصیت ملی ژاپنی ها توصیف کرد و به این نتیجه رسید که گل داودی بدون داشتن سیم خاردار زیباست. شمشیر هم خوب است ولی باید کنارش بگذارند و در غلاف اما به عنوان سمبل سنت نگه دارندش! یعنی سنت را نگه دارند و "آزادی امریکایی" را به آن اضافه کنند. ( به گمانم در افغانستان و عراق امروز هم یک چنین رویایی را پیاده کرده اند. سنت های ضد زن را نگه داشته اند و "آزادی امریکایی" را به زور تقدیم می کنند!) حداقل بندیکت را می شود با وجود ذاتگرایی و برخورد تحقیر کننده اش با ژاپنی ها، هوادار صلح دانست (هر چند که او با پروژه امپریالیستی امریکا همراه بود). اما این مردمشناس-نماهای مراکز محافظه کار امروزی، از کمترین دانشی هم در مورد فرهنگ هایی که در موردشان اظهار فضل می کنند برخوردار نیستند. البته روش آنها زیاد از روش بندیکت دور نیست. او با خواندن کتاب "دختر یک سامورایی" به نتایجش رسیده بود و این آقایان هم منبع موثقی برای ادعایشان ندارند.


این مسئله "تکیه" من را کنجکاو کرد که ببینم این چرندگویی از کجا ریشه می گیرد. دیدم که هند ال حلاج و شینکیچی سوزوکی هم در مقاله ای در ورلد پیس هرالد، با قاطعیت نوشته اند که سو تفاهم در مورد انرژی اتمی بین ایران و بقیه جهان از سنت رایج در "شخصیت ایرانی" ریشه می گیرد. اینها به این سنت، باری اسپانیایی هم داده اند و آن را "اِل تکیه" خوانده اند. این دو نویسنده می گویند: "شخصیت ایرانی معتقد به" اِل تکیه" است یعنی فرد باید احساسات حقیقی اش را پنهان کند و بگوید که خوب است!" اِل براوو به این اِل نبوغ!


شاید برایتان جالب باشد که ببینید ژوزف فرح همین بحث "تکیه" را در مورد عرفات و پروسه صلح در فلسطین سه سال پیش کرده. اینبار صحبت از پیمان صلح حدیبیه است و خود را به موش مردگی زدن مسلمانها در زمان ضعف! این تکه از نبوغ را هم ملاحظه فرمایید:

پس حواسمان باشد که شبکه های ترورریستی حتماً از تکیه ها و حسینیه ها سر در خواهند آورد و شاید بن لادن هم در یکی از این تکیه ها دارد زنجیر می زند و نقش عمر را بازی می کند! اصلاً با این تعریف من فکر می کنم جورج بوش هم یک دوره آموزشی را در یکی از این تکیه های ایران گذرانده و خبره شده و برگشته امریکا!
باز هم صد رحمت به اورینتالیست های قدیم که اقلاً کمی هوش و سواد داشتند و فانتزی هایشان کمی معقولتر بود.
------------
اگر منظور این شبه انتروپولوژیست ها "تقیه" بوده که آن را
(Taqiyah)
می نویسند، ذاتی کردن و عمومیت دادن این مقوله به همه مسلمانها و یا "شخصیت ایرانی" و تعریف آن به عنوان مکر و حیله مسلمانان در یک مقاله و ایرانی کردن آن در مقاله دیگر مسخره و نامعقول است.