وبلاگها

یکشنبه محزون

Sunday, June 12, 2005
اخبار انفجار بمب در اهواز را که شنیدم با دلهره به ایران زنگ زدم. دو تا دخترهای خواهرم در دانشگاه اهواز دانشجو هستند. سالم بودند ولی ناراحت. 9 نفر کشته شده اند. دختر خواهرم گفت که در تهران هم در میدان امام حسین بمب دیگری منفجر شده و یک نفر جانش را از دست داده.
علی معظمی به درستی به اینکه چه کسانی می خواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند اشاره کرده . قضیه "دایی جان ناپلئون نیست. حافظه تاریخی در این ترسها نقشی دارند و نمی شود این ترس ها را نادیده گرفت.
حال قاصدک* حال من هم هست. "ه" مثل هراس...
من هم رای می دهم. این هم شماره تلفنی که می توانید با تماس با آن مکان صندوق های رای گیری در امریکا را پیدا کنید:
4023-889-800-1
انگار اوکلند و سانفرانسیسکو هم صندوق دارند. حد اقل ما نباید مثل اهالی تورنتو برای رای دادن فرسنگ ها سفر کنیم.
---------------------------------
این گزارش زنان ایران در مورد تظاهرات زنان در برابر دانشگاه تهران است.
خوشحالم که با وجود اینکه افرادی قصد سو استفاده از حرکت زنان را داشتند، گروه های برگزارکننده با هشیاری از این عمل جلوگیری کردند. من فکر می کنم چنین کسانی مثل پارازیت می مانند که هم بدن میزبانشان را ضعیف می کنند و هم از دست آورد آنها برای تقویت خود بهره وری می کنند. این روزها انگار نیاز شدیدی به انتی بیوتیک های اجتماعی در ایران وجود داره، علی الخصوص که پارازیت ها خود را از طریق پروپاگاندا وارد می کنند و پول هایی که سام براون بک ها در کنگره امریکا به "پرورش دموکراسی در ایران" اختصاص می دهند، در راه پرورش پارازیت ها خرج می شود!
یک خسته نباشید حسابی به زنان آگاهی که این مراسم را برگزار کردند. بخشی از گزارش زنان ایران درمورد تظاهرات:

شلوغ شدن مراسم ربطی به برگزار کنندگان نشست زنان نداشته و ما نه شعاردهندگان سیاسی را می شناسیم و نه از هدف آنها مطلعیم.فریبا داوودی مهاجر دقایقی پس از پایان نشست یک ساعته زنان معترض، در مقابل دانشگاه تهران با اعلام این مطلب به خبرنگار "زنان ایران" می گوید: « در ابتدای نشست وقتی روی زمین با پلاکاردهایی که به دست داشتیم نشستیم، نیروی انتظامی سعی در متفرق کردن ما و زنانی داشت که قصد پیوستن به این نشست آرام را داشتند. و برای این منظور گاهی متوسل به خشونت هم می شد. عده ای از ما کتک خوردیم و پلاکاردهایمان را گرفتند. اما ما بلند نشدیم.و زنان دیگر هم به هر صورتی که بود خود را به ما رساندند. طوری که بعد از شعر خوانی خانم بهبهانی جمعیت ما به حدود 700 نفر رسید. »
داوودی مهاجر در مورد جوی که بر این نشست حاکم بود می گوید: « ما نه شعار سیاسی دادیم و نه به این قصد رفته بودیم و به همین خاطر وقتی دیدیم خارج از جمعیت ما و در سوی دیگر خیابان عده ای از آقایان با شعارهای سیاسی قصد پیوستن به ما را دارند، خانم عباسقلی زاده پشت بلند گو به صراحت گفت که آقایان سیاسی به اندازه کافی تریبون برای حرف زدن دارند، ما زنانیم که تریبونی برای رساندن صدایمان به گوش مردم نداریم و به این نشستها متوصل می شویم.»حقوق زنان قومیتها در قانون اساسی از دیگر بحثهایی بود که دراین نشست معترضانه و در سخنرانی رویا طلوعی فمینیست کرد ایرانی بیان و با شعارهایی از زبان زنان کرد حاضر در جمعیت همراه شد.
داوودی همچنین می گوید: « از وسطهای مراسم برخورد پلیس نرمتر شد. جنبه مدنی و صنفی بودن خواسته های ما کاملا محرز بود. ولی آنها گرداگرد ما را با اتوبوس بسته بودند و سعی در کنترل جمعیتی داشتند که نه به جنبش زنان ربطی داشت و نه به این نشست اما از فرصت استفاده کرده و شعارهای سیاسی می داد. به همین دلیل ما راس ساعت 18 با خواندن قطعنامه این نشست توسط نوشین احمدی خراسانی به تجمع خود پایان دادیم.»
--------------------------
نوشته های مرتبط:
--------------پ.ن.
انگار از یکطرف شعارهای عده ای که می خواسته اند جهت تظاهرات را به سوی خاصی بکشند و از طرفی هم شعارهای نیروهای انتظامی که "این برای فوتباله!" زنان را محاصره کرده بوده. تعجب نداره، چرا که مسئله زنان غالباً به صورت استراتژیک توسط گروه های سیاسی مختلف استفاده می شود ولی خود زن در این وسط پاک می شود. اما زنان در این تظاهرات با گفتن اینکه"آقایان شما تریبون سیاسی همیشه دارید، بگذارید ما حرفمان را بزنیم" نشان دادند که این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست! امیدوارم که این هشیاری در ادامه این حرکت و در بازتاب های این تظاهرات در منابع خبری حاضر بماند و اجازه سؤ استفاده به گروه های فرصت طلب داده نشود.