|
وبلاگها
|
جرم سازیTuesday, May 31, 2005
امروز در اوکلند سر یک چهارراه، یک مرد مسن بی خانمان را دیدم که داشت 10 قدم آنورتر از خط عابر پیاده از خیابان رد می شد. چراغ برایش سبز بود و ماشین ها پشت چراغ قرمز ایستاده بودند. ناگهان ماشین پلیسی مثل تیر پیچید و این مرد را وسط خیابان نگه داشت و بهش گفت بیاد کنار پیاده رو. مرد بیچاره آمد و ایستاد. زن پلیسی که صورتش مثل یخ سرد و شدیداً عصبانی بود از ماشین پلیس با یکدسته جریمه پیاده شد. در حالی که داشت برای این مرد که از خط عابر پیاده عبور نکرده جریمه می نوشت، بدون نگاه کردن به او بلند بلند می گفت که پس فکر کی کنی خط عابر پیاده برای چیست؟ مرد بیچاره هم آرام داشت توضیح می داد. فکر کردم عجب مملکتی است که در شرکت های بزرگ دزدی ها و افتضاح های بزرگ می شود و کسی جرأت ندارد جریمه ای بدهد. آنوقت به مرد بی خانمانی که از خیابان رد می شود جریمه می دهند! نزدیک بود بروم و به این خانم پلیس بگویم آخر آدم حسابی فکر می کنی این پول دارد که جریمه بدهد؟! نزدیک بود بهش بگویم که به جای بند کردن به این بدبخت، برو این دلالان کله گنده مواد مخدر رو بچسب که به بچه های دبیرستانی مواد می فروشند! برو اون مردانی را بگیر که زنان فاحشه را به قصد مرگ کتک می زنند تا مزد این زنان را ندهند. برو آن مردی را بگیر که زنش را کبود می کند و ... دیدم خود مهاجرم در دید این پلیس، موقعیتی بهتر از آن مرد سیاهپوست بی خانمان ندارم و این پلیس که دوست دارد قدرتش را نشان دهد، ممکن است به من هم بند کند. یاد حرف دوستی افتادم که همیشه به من می گوید "هر چقدر هم که به دلیل خاورمیانه ای بودنت مورد تبعیض باشی، از من که رنگ پوست سیاهم، به بدنم مارک مجرم بودن می زند وضعت بهتر است." بنده خدا تا به حال سه بار در اوکلند به دلیل رد شدن از خیابان جریمه گرفته. خیر! تنها سیاه پوستها از خیابان رد نمی شوند، اما آنها به دلیلی نامعلوم (!!) بیشتر جریمه می گیرند. پ.ن.---- این نوشته درخشان یک پنجره را حتماً بخوانید. این هم یکی دیگر از حروف الفبای قاصدک. الفبا یاد گرفتن اینجوری چقدر دلنشین است!
|
|
<< Home