وبلاگها

فیلانتروپی ایرانی

Sunday, April 10, 2005
نایک (شورای ملی ایرانیان امریکایی) از یک شرکت آی تی ایرانی-امریکایی، مبلغ 50 هزار دلار دریافت کرد. چندی پیش هم یک ایرانی-امریکایی ساکن جنوب کالیفرنیا، به دانشکده تجارت دانشگاه کالیفرنیا در ارواین 30 ملیون دلار اهدا کرد. دمشان گرم. اما چرا یک ایرانی دست و دلباز پیدا نمی شود که به دپارتمان هایی مثل پژوهشهای زنان و یا رشته های دیگرعلوم انسانی و اجتماعی در دانشگاه های ایالتی که کمتر از دانشگاه های خصوصی پول دارند، یک پولی بدهد؟ اگر این دپارتمان ها امکان دادن کمک هزینه دانشجویی مختص دانشجویان ایرانی را داشته باشند، دانشجویان ایرانی مقیم امریکا شاید تشویق شوند و در رشته هایی به جز مهندسی و پزشکی و حقوق و تجارت ادامه تحصیل دهند تا سطح مطالعات در این زمینه ها در آکادمی ایرانی کمی بهتر شود. اما کمک های مالی کماکان به رشته هایی می روند که برای ایرانیان یکجور سنّت شده اند. آیا این به این دلیل است که فرض را بر این می گذاریم که هر کس که مهندس و پزشک شود، بدون داشتن هیچگونه آموزشی در زمینه علوم انسانی و اجتماعی می تواند در مورد مسائل اجتماعی مثل یک متخصص صحبت کند و نظریه بدهد، ولی بر عکس این ممکن نیست؟
در حقیقت چنین سنتی در بین ایرانیان سیاستمدار رایج بوده و هست. انگار به دنباله روی از پیشینیان، خیلی از سیاستمداران، در دانشگاه های بخصوصی در امریکا مهندس می شوند و بعد به سیاست می پردازند! البته منظورم از این نکته اصلاً این نیست که صحبت در مورد مسائل اجتماعی باید به آنهایی که تحصیلات دانشگاهی در این زمینه دارند محدود باشد. نه. اما اگر می خواهیم در مورد سیاست و جامعه فعالیت کنیم و بخش عمده ای از مشغله و حرفه مان در سیاست و مسائل اجتماعی گره خورده، چرا تحصیلاتمان را در این زمینه نمی کنیم تا با حدی آگاهی تئوریک در زمینه علوم اجتماعی وارد معرکه شویم؟ حیف است این همه استعداد و اشتیاق نسبت به مسائل اجتماعی و هنری که در بین نسل جوان وجود دارد را به طرف حرفه های سنتیِ دارای پرستیژ در فرهنگ ایرانی کانالیزه کنیم. اگر هم اینقدر در مورد ستم مضاعف زنان حرف می زنیم، به قول امریکایی ها پول را آنجایی که دهانمان است بگذاریم! یعنی کمی هم در پژوهشهای زنان سرمایه گذاری کنیم تا جوانانمان در این زمینه تحقیق آکادمیک کنند.