وبلاگها
|
Tuesday, September 05, 2006
----------------------------------- گویی فاطمه رجبی متنی توهین آمیز و پر از تهمت در مورد خاتمی نوشته. با اینکه با نوشته های رجبی مخالفم، اما واکنش هایی که نسبت به این زن دیده ام برایم جالبند. از او غالباً بدون نام بردن از خودش و بدون توجه به اینکه نوشته هایش به قبل از انتصاب همسرش به سخنگویی دفتر دولت کنونی بر می گردد، به عنوان "همسر آقای الهام" یاد می شود. برای مثال این نوشته ابطحی در شرق برایم جالب است. لحن ابطحی طوری است که آدم فکر می کند او از آقای الهام انتظار دارد که ضعیفه را سر جایش بنشاند: "... اگر قرار باشد رئیس جمهوری كه با اكثریت بی سابقه انتخاب شد و همواره به رغم گلایه هایی كه وجود داشته در ذهن مردم محترم بوده است، چنین مورد هتاكی همسر سخنگوی دولت فعلی قرار گیرد، طبیعی است كه جایگاه رئیس جمهوری كه با رای كمتر و در مرحله دوم به قدرت رسیده در ذهن مردم چگونه خواهد بود. اگر روزی كه همسر آقای الهام كتاب معجزه هزاره سوم را در فضیلت احمدی نژاد می نوشت، بنا به كلام مولا، خاك بر دهان متملقان می پاشیدند، امروز همه دستاوردهای ۲۷ساله انقلاب توسط فرد ناشناسی كه همسر آقای آدم شناخته شده دولت فعلی است زیر سئوال نمی رفت" از انصاف نگذریم، ابطحی گفته که چاپ شدن نامه رجبی مرتبط به نزدیکی اش به دولت کنونی است و به همین دلیل او این مطلب را در اعتراض به نامه رجبی نوشته. اما این گفته اتفاقاً بیشتر چنین چیزی را می رساند که انگار ابطحی دارد دعوایش را (بین دو مرد!)) با الهام می کند و نه با رجبی. گویی این نوشته رجبی بهانه ای شده برای دق دلی خالی کردن ابطحی نسبت به الهام. یعنی اگر رجبی نسبتی با الهام نداشت، ابطحی زحمت این را به خود نمی داد که جواب یک "ضعیفه" ناشناس را بدهد؟ ----------------------------------- چشم همگی روشن. انگار انقلاب فرهنگی دیگری در راه است. قالبان (اسم فاعل یعنی انقلاب کننده!) فرهنگی قبلی که به پاکسازی پرداختند و کلی استاد و دانشجو را منقلب کردند و متواری، سالها بعد شدند روشنفکر دینی. که البته بد هم نبود که مواضعشان را عوض کنند. خیلی هم خوب بود. بعد هم از متواریان تقاضا شد که برگردند تا وطن اسلامی تخلیه مغزی نشود. اما آیا واقعاً لازم است دوباره چنین انقلاب "فرهنگی" بشود و همان آش و همان کاسه؟ ---------------------------------
|
|
<< Home