وبلاگها
|
Sunday, August 27, 2006
آقای رامسفلد می گوید که می خواهند برای حمله "پری امپتیو" (یعنی دست پیش گیرنده که پس نیفتند)، سرهای هسته ای چند موشک راه دور را در بیاورند و به جایش مواد منفجره غیر هسته ای بگذارند تا تنها سلاحشان برای حمله پیشگیری کننده از راه دور، سلاح هسته ای نباشد!! نمی دانم چه بگویم؟ تنک یو؟؟؟؟ چقدر ملاحظه می کنند والله، آدم چطور از خجالتشان در بیاید؟ ------------ یک خواهرزاده فسقلی دارم که وقتی از ایران بیرون آمدم هنوز مدرسه هم نمی رفت و یک وجب قدش بود. حالا سال چهارم پزشکی است و کلی برای خودش خانمی شده وکلی از آگاهی اش در مورد مسائل سیاسی کیف می کنم. در یک ای میل برایم نوشته که خاله سیما چرا در این برنامه های امریکا مثل اپرا و دکتر فیل، همه فکر و ذکر مردم چاقی و لاغری و سکس است و تنها مشکل شان از دست دادن دوست پسرشان است؟ راستش من هم نمی دانم چرا. فقط می دانم که مشکلات خیلی از مردم امریکا این چیزها نیست ولی خب تلویزیون های امریکا پر است از این جفنگیات. والله همه مردم امریکا هم مثل آنهایی که در اپرا و جری سپرینگر و داکتر فیل نشان می دهند سطحی و مشنگ نیستند. -------------- دوست وبلاگ خوانی در ای میل خواسته که طریقه اقدام برای دانشگاه های امریکا از ایران را به زبان فارسی برایش ارسال کنم. راستش هر دانشگاهی شرایط و ضوابط خودش را دارد. هر مقطعی هم فرق می کند. اما خب یک سری مدارک را همه دانشگاه ها می خواهند. کسی پروسه اقدام را به زبان فارسی دارد که برایم بفرستد؟ ممنون می شوم. --------------- چند روز پیش رفته بودم فروشگاه که چیزی را که خریده بودم و به دردم نمی خورد پس بدهم. کلی احساس گناه داشتم که بسته بندی باز شده بود. دیدم یکی در صف وایستاده و ماهی قرمز درشت مرده ای را در کیسه انداخته و آورده پس بدهد. منظره زیبایی نبود. کارمند فروشگاه هم با ناباوری به ماهی نگاه کرد و به زن گفت که برود ماهی را دور بیندازد و برگردد پولش را پس بگیرد. از این به بعد کار عیدمان در آمد!!! از شوخی گذشته، فکر می کنم بنزینی که این طرف مصرف کرده بود تا بیاید و نیم ساعت در صف بایستد تا ماهی مرده را پس بدهد بیشتر از ماهی مرده خرج برداشته بود. هر چی فکر کردم چرا اینکار را کرده نفهمیدم و به این نتیجه رسیدم که بی خیال شوم و ماست خودم را بخورم. ------------- از وقتی آمده ام هنوز به دپارتمان نرفته ام. راستش دارم از مواجه شدن با کار در می روم و می ترسم خودم را نشان دهم و با این حقیقت مواجه شوم که کار میدانی که کلی خوش گذشت تمام شده و حالا وقت مثل حیوان بزرگ کار کردن است. تا ابد نمی شود عقب انداخت. فردا پس فردا باید به دانشگاه بروم و بیفتم روی غلطک... پشتم کلی باد خورده! ------------- الان داشتم تبلیغ خطوط هواپیمایی ساوث وست را می دیدم. وضع آنقدر خرابه که طرف می گه پتو و بالش مجانی برای استفاده می دهند! ها؟؟؟ یعنی مگر قرار بود پول هم بابتش داد؟ ------------ چون فلیکر در ایران فیلتر است، به پیشنهاد چند تن از دوستان در اولین فرصت عکس ها را در سایت دیگری آپ لود می کنم که قابل دیدن باشند. ----------- تا اطلاع ثانوی لینکدونی را حذف کرده ام. فکر می کنم از این به بعد لینک ها را در متن وبلاگ بگذارم. سایت دلیشس مرتب مشکل ایجاد می کرد و مجبور شدم از خیرش بگذرم. امیدوارم شیوه بهتری برای لینک دادن پیدا کنم. ---------- فستیوال فیلم های عربی بزودی در منطقه سانفرانسیسکو برگزار خواهد شد. این هم سایتش.
|
|
<< Home