وبلاگها
|
چس نالهWednesday, August 30, 2006
این رفیق ما خیال می کنه چون دادۀ خداست، می تونه با خداها در بیفته ... قصه تاریخی-خیالی خداداد را که ارزیابی های شتابزده اش ما را کشته بخوانید و کیف کنید. ------------------- امسال آخرین سالی است که حقوق فلوشیپ می گیرم. یعنی تنها من نه، همه هم دوره ای هایم. به ما پنج سال حقوق بخور نمیر می دهند و بعدش باید خودمان فکری بکنیم. البته هیچکس در دپارتمان ما تا به حال در عرض پنج سال تمام نکرده و خب یا در کنار نوشتن تز کار کرده و یا برای گرنت از این در و آن در تقاضا کرده. فکر می کنم از حالا باید دست به کار شوم. در حال حاضر که اوضاع اساسی خراب است چون به ما سه تابستان برای کار میدانی پول می دهند که من آن را گرفته ام و امسال دیگر نمی شد بگیرم. هم رشته ای های من هم معمولاً به سنت انتروپولوژی به دهکده ای در "جهان سوم" می روند و با حقوق فلوشیپ کلی شاهانه زندگی می کنند. من که تصمیم گرفته ام برعکس خیلی ها "میدان" را در "جهان اول" انتخاب کنم چنین مزیت مالی ندارم و فلوشیپ می شود بخور و نمیر. فعلاً ثانیه شماری می کنم که ترم بعدی شروع شود. به قول نازلی شد چس ناله. والله حرف زیادی به غیر از چس ناله ندارم بزنم این روزها. |
|
<< Home