وبلاگها

راکویل خوب است اما نورث یورک راکز!

Monday, April 17, 2006
امروز بالاخره رفتم یک مغازه ایرانی در راکویل پیدا کردم و سراغ نان تازه پز گرفتم، گفتند شایعه است و واشنگتن از این خبرها نیست. نان لواش و بربری ماشینی بسته بندی شده تولید ویرجینیا د اشتند، اما نانهای دیگر را از کالیفرنیا می آورند. خلاصه جایتان خالی یک کباب ساخت مری لند، دوغ تولید کانادا و نان لواش تولید شده در جنوب کالیفرنیا خوردم و به این نتیجه رسیدم که همه راه ها (ی شکم) یا به تورنتو و یا به کالیفرنیا ختم می شوند و بس. و صد البته از بشقاب چلوکباب است که شکم به معراج می رسد.

یک نقاشی (میورال) جالب روی دیوار این چلوکبابی بود که ازقسمتی اش با تلفنم عکس گرفتم. از کوروش و هخامنشیان گرفته تا شاه قاجار (فتحعلی شاه است فکر می کنم) در کنار مرد کت و شلواری و زن ایرانی با موی بلوند کرده در این چلوکبابی حضور داشتند. زن بلوند ایرانی با بینی عمل کرده منقوش در این میورال در عکس نیفتاد چون اگر می خواستم بگیرمش صورت یک بنده خدایی که داشت غذا می خورد هم می افتاد داخل کادر. شیر و خورشید پشت سر شاه فاجار هم هیچ چشم و ابرویی نداشت که ما ببینیم این خورشید مؤنث است با مذکر و یک تحلیل نجم آبادی ای هم از این میورال در مورد ناسیونالیسم ایرانی و جنسگونگی و نشان شناسی بکنیم. به جایش به تحلیل چلوکبابی رضایت دادیم. حقاً که این نقاشی شاهکار این رستوران بود . اما راستش هیچ جا همان کبابی کوچک و خودمانی و بی زرق و برق آقای سلطانی در نورث یورک تورنتو نمی شود. دیگر نه شلیته ای، نه لوتی گری ای، نه ته دیگ افتخاری پارتی بازی لیدا خانوم یا آقای سلطانی ... فقط از تورنتو دوغ اروندش بود و بس.