|
وبلاگها
|
In an Antique LandFriday, February 17, 2006
داشتم در مورد افسانه خالص بودن "فرهنگ" و مکان های به ظاهر جدا فکر می کردم و به کامنت رویا در پست قبلی ام. یاد کتابی که خیلی دوستش دارم افتادم. "در سرزمینی عتیق" را دو بار خوانده ام و هر بار هم لذت برده ام. کتاب را به تورنتو نیاورده ام، اما کاش می آوردم. کتاب، یک اتنوگرافی است که هم تاریخ است، هم انسان شناسی، هم سفرنامه و هم داستان، ولی هیچکدام هم نیست. در مجموع نوشته های آمیتاو گُش را خیلی دوست دارم و فکر می کنم یکی از موثرترین راه های نوشتن اتنوگرافی را پیش گرفته. "در سرزمینی عتیق"، قصه موازی آمیتاو گُش (هندی؟ بنگلادشی؟ ایرانی؟ سری لانکایی؟ انگلیسی؟ امریکایی؟ همه؟ حرامزاده!) انسان شناس است که به مصر رفته تا رد پای نامه های یک برده هندی درقرن دوازدهم میلادی در مصر را دنبال کند. پس ازبازگشت دوباره او پس از چند سال به دهکده فلاحین، چیزها خیلی تغییر کرده. جنگ ایران و عراق و مهاجرت روستائیان برای کار در عراق، وجود منبع های آب ساخت شرکت های بین الملی و بحث ملای روستا با آمیتاو که کدام ملت بیشتر از "نردبان ترقی" بالاتر رفته: مصر و یا هند! ... اما چیزی که از دید من در این کتاب به زیبایی بیان شده، نشان دادن همان حرامزادگی است که گفتم... تجارت و سفر بین قاره ها و شکل گرفتن سنت ها و ادغام زبان ها و آئین ها که مختص "جهانی شدن" امروز نیست، بلکه قرن هاست که این "جهانی شدن" در جریان بوده و هست. یعنی این جدایی کذایی "غرب" و"شرق" که گویی با هم تماسی نداشته اند، در این کتاب به چالش کشیده شده. کاش می شد که یکی از دوستان مترجم (نه از نوع مترجم "بشکه های ارواح"!) این کتاب را به فارسی ترجمه کند.
|
|
<< Home