وبلاگها
|
حرامزاده هاThursday, February 16, 2006
امروز داشتم تلافی روزهایی را که وبلاگ نخوانده ام در می آوردم. مقاله های زیاد و جالبی در مورد واکنش نسبت به کارتون ها دیدم. چیزی که حتی در بعضی از بهترین نوشته ها آزارم می دهد تکرار دوگانگی "ما" و "غرب" است. حتی وقتی "ما" در گیومه پدیدار می شود و "غرب" هم در گیومه نوشته می شود، هنوز ادامه بحث در مورد این است که تقصیر از کیست، "ما" (بخوانید جهان اسلام) و یا آنها (" جهان غرب"). حالا من مانده ام که این "ما" چگونه چنین وحدتی پیدا کرده و "غرب" چگونه ناگهان به یک قدرت همگون تبدیل شده؟ فکر می کنم این یک مشکل آنالیتیکی است که در همان چهارچوبی عمل می کند که امثال هانتینگتون به آن دامن می زنند... حالا یکی آن را "تصادم تمدن" ها می خواند و دیگری "گفتگوی تمدن ها". مشکل من با این دوگانگی گفتمان های "تمدنی" است. هیبریدها در این بین تکلیفشان چیست؟ از "فضای سوم" هومی بابا هم نمی گویم. می گویم یعنی اصلاً "ما"یی هست که بطور خالص "ما" باشد ؟ یعنی آیا غرب یک معنا دارد؟ یعنی "جهان مسلمان" در "غرب" نداریم؟ چه چیزی هست که هیبرید نباشد؟ خودمان را هم که بکشیم و از "ما" و "آنها" بگوییم، همه مان (ما و آنها با گیومه و بی گیومه) حرام زاده ایم. حالا شما بگرد دنبال خون خالص و "فرهنگ بکر"! حالا شما برو دنبال آسیب شناسی "ما مسلمانان." |
|
<< Home