وبلاگها
|
استعمار و روشنفکر ایرانیSaturday, February 18, 2006
دو نوشته خیلی خوب را دیدم که حیفم آمد که علاوه بر گذاشتنشان در لینکدونی، در متن پست به آنها لینک ندهم. یکی نوشته محمد است در مورد "مسئولیت سنگین مرد سفید پوست" و دیگری نوشته رویا در مورد "مسئولیت چوب دو سر طلا بودن". نوشته رویا در دید من مکمل خوبی است بر نوشته محمد، چرا که فکر می کنم محمد به شیفت پارادایم استعماری آزادی توجه می کند و رویا دنبال یک جایگاه مابین دو قطب روشنفکر شیفته با "غرب" و روشنفکری است که همه چیز را به "غربزدگی" متهم می کند.... همان جایگاهی که به جای دامن زدن به رده بندی های استعماری تمدن/بربریت/وحشی گری که زاده علم استعماری انتروپولوژی هستند، به جای دامن زدن به دوگانگی "غرب" و "شرق" که زاده گفتمان های اورینتالیستی استعمارند، به زیر سوال کشیدن چنین دانش هایی می پردازد. من فکر می کنم شاید دلیل فقدان ادبیاتی که رویا به آن اشاره می کند این باشد که چون تاریخ ایران با وجود دادن انحصار به استعمارگران قرن نوزده و بیست، رسماً به شیوه ای که همسایگانش تبدیل به مستعمره شدند، مستعمره نشد، روشنفکران ایرانی مثل روشنفکران پسااستعماری به تئوریزه کردن عمقی استعمار نپرداخته اند (ویا کم پرداخته اند). درست است که تفاوت های استعمار در هند و الجزیره با ایران از زمین تا آسمان فرق می کند، اما فکر می کنم که ادبیات پسا استعماری می تواند برای ایران که به گفته بعضی ها "نیمه استعماری" بوده بسیار آموزنده باشد. بیش از این نمی گویم. نوشته های محمد و رویا را بخوانید تا کامروا شوید. ----------------------------- راستی هم رویا و هم مرد رومانتیک باکلنگ در مورد پست "حرامزاده ها" گفته بودند که شاید توضیح بیشتری بدهم بد نباشد. اگر فرصت و حوصله ای بود شاید مطالبی را که در مورد کارتون ها نوشته شده جمع آوری کنم و با لینک دادن به آنها نقدم را "اثباتی" تر و مشخص تر بیان کنم. اما فکر می کنم نگاهی به بسیاری از نوشته ها که بکنید می بینید که کمتر نوشته ای به دوگانگی "غرب" و "مسلمان" دامن نزده باشد و این کاتگوری ها را از پیش داده شده فرض نکرده باشد. ----------------------------- سپید همچنان دارد آمپول می خورد و چون گربه خودداری است، با وجود اینکه غذا تقریباً نمی خورد و با مایعات زنده است، همچنان مهربان است و وقتی تلفن می زنم و روی بلندگوی تلفن صدایم پخش می شود، از آنطرف تلفن "با "ققققققققوممممم" هایش که یکجور حرف زدن و چاق سلامتی اش است جوابم را می دهد. شاید برای بعضی ها این "جنون" باشد، اما بگذار همه عاقل باشند و ما مجنون!
|
|
<< Home