وبلاگها

تولد

Thursday, December 15, 2005
فرنگوپولیس امروز یکساله شد. یادمه چون تایپ فارسی بلد نبودم و اون راهنمای وبلاگ حسین هم با عوض شدن تمپلیت بلاگر به درد نمی خورد، کلی زور زدم تا تونستم با هزار زحمت وبلاگ فارسی و انگلیسی ام را در یکروز راه بیندازم. چون تمپلیت انگلیسی کاری نداشت، اولین پست انگلیسی را با کلی فسفر سوزاندن نوشته بودم و منتظر بودم که فارسی بتونم بنویسم تا هردو را در یکروز شروع کنم. عکس شهر فرنگ اثر مرحوم پاکزاد را هم از ایرانین دات کام که قبل از وبلاگنویسی پاتوق اینترنتی من بود برداشتم و پس از هزار بار اینور و آنور گذاشتن، تونستم پشت سایدبار بگذارمش. چون اچ تی ام ال هم بلد نبودم، با چند تا کد اولیه، شکل وبلاگم را روی براوزر خودم خوشگل کردم. تازه وقتی رفتم دانشگاه و از کامپیوتر دپارتمانم صفحه وبلاگم را باز کردم متوجه شدم که فقط تو کامپیوتر خودم درست نشان می دهد! تقریباً یکسال طول کشید تا هپلی هپو شکل و شمایل فعلی این وبلاگ را درست کرد. حضرت "اشکول ایکبیری (ددخ)" خیرش بدهد. در ضمن از جهانشاه جاوید هم که مدام به من می گفت "این وبلاگها خودشون یه دنیایی دارن. بخون!" هم متشکرم که در اعتیاد وبلاگی من سهم بسزایی داشت و من را از خواندن و نوشتن در ایرانین دات کام انداخت!

از پارسال تا به امروز کلی دوست وبلاگی پیدا کردم و به تورنتو که آمدم در دنیای غیر وبلاگی هم ملاقاتشون کردم. سیبیل طلا هم کاملاً برحسب اتفاق تقریباً در یکروز (بکروز بعد!) وبلاگش را راه انداخت. نمی شناختمش، اما از همون پستهای اول شروع کردم به خواندنش و خواننده پروپا قرصش شدم. تولد وبلاگ سیبیل را به این وبلاگنویس پر استعداد و با معرفت اهل رودبار و باکو و تورنتو و اخیراً جاجرود تبریک می گم.
در ضمن اگر اخبار لاتلند صحیح باشد تولد فرناز گل هم هست. تولدت مبارک امشاس دوست داشتنی.!
راستی لازم دیدم تذکر بدم که گروه تمرکزی وبلاگنویسان در تورنتو، در حقیقت تنها برای وبلاگنویسان نیست و شامل وبلاگخوانهای حرفه ای و غیر حرفه ای و همسران و شرکای زندگی و اولیاء و خواهران و برادران و فرزندان وبلاگخوان وبلاگنویسان هم می شود. پس لطفاً این یکشنبه قدم رنجه کنید که حضورتان بسی مایه خوشحالی بنده است. البته اگر قرار است دعوای خانوادگی بشود بگوئید ما از قبل مشاور خانواده خبر کنیم. سیبیل طلا هم قول رقص عربی داده که گناهش گردن خودش. در ضمن برای محفوظ بودن هویت شرکت کنندگان، خواهشمندم که از عکس گرفتن از شرکت کنندگان خودداری کنید (علیرضا غصه نخور!)ا
دوستی خواسته بود که اطلاعات بیشتری در مورد گروه تمرکزی بدهم. به غیر از توضیحی که در پست مربوط به این گروه تمرکزی داده ام، اگر اطلاعات مشخصی در نظر دارید، حتماً بگویید تا توضیح دهم. .
در ضمن چون می دانم که بسیاری از وبلاگنویسان بچه دارند، سوالی دارم: برای دو گروه تمرکزی بعدی (یکی برای زنهای وبلاگنویس و دیگری برای مردهای وبلاگنویس) که در ماه ژانویه برگزار خواهند شد، آیا رزرو کردن یک اطاق مجاور برای بچه ها و حضور دو بزرگسال برای نظارت بر آنها در شرکت کردنتان تأثیری خواهد داشت یا نه؟ اگر لازم باشد برای دو گروه تمرکزی بعدی سعی خواهم کرد که چنین شرایطی را فراهم کنم. از پیشنهاداتتان ممنون می شوم..