وبلاگها

درس عبرت

Saturday, May 21, 2005
گربه ام رفته بود ولگردی. آمد دم در دیدم تنش پر از سوزنه. فکر می کنم یک جوجه تیغی بهش حمله کرده. این گربه ما از آدمهای غریبه خیلی می ترسه و فرار می کنه، اما به موجودات دیگه که می رسه فوضولی اش گل می کنه و حتماً باید ببینه اسباب بازی هستند یا نه. اینبار به طرز دردناکی درسش را گرفت . فهمید که هر جوجه ای قابل شکار نیست!