وبلاگها
|
هویت ملی و تکلیف لباس ملتMonday, April 18, 2005
روی میز کوچک گوشه اطاق نشیمنم، عکس سیاه و سفیدی نشسته که چند سال پیش از خاله لوس آنجلس نشینم گرفتم. عکس بچگی های مادر و خاله و دایی ام است که جلوی پای پدربزرگ و مادر بزرگم ایستاده اند. مادر بزرگم یک کلاه فرنگی و لباس مدل اروپایی به تن دارد و پدربزرگم هم در لباس ارتشی است. از روی سن مادرم حدس می زنم که عکس باید مال سال 1935 باشد. این عکس را در خانه خودمان در ایران ندیده بودم. چندی پیش از مادرم پرسیدم که چرا او این عکس را ندارد. گفت که دارد. خاله ام از لوس آنجلس برایش فرستاده. نمی دانم. شاید دوری از ایران و تمایل حفظ کردن آنچه که ایرانیان خارج از ایران در زمان خروج پشت سر گذاشته اند، به عکس های قدیمی ارزشی نوستالژیک می دهد. شاید همین حس نوستالژی است که باعث می شود ایرانیان خارج از ایران تا حدی که گاهی به شوونیست بودن می رسد، اصرار داشته باشند که "پرژین" هستند و نه ایرانی. شاید هم دلایل دیگری مثل از دست دادن جایگاه اجتماعی و"اقلیت" نژادی محسوب شدن در امریکا باعث می شود که تمام انرژی بسیاری از ایرانیان مقیم امریکا صرف این شود که ثابت کنند از نژاد آریایی اند و هم ردیف با "میزبانان" آمریکایی سفیدپوست شان که خاورمیانه ای بودن را غالباً با "تروریست" بودن اشتباه می گیرند. اما سعی در شکستن تصاویر نادرست در مورد ایرانیان تبدیل شده به یکجور نژادپرستی و خود را از دیگر گروه های مهاجر و "اقلیت" بهتر دیدن . کسی نمی پرسد رابطه این تقسیم بندی های نژادی با علوم استعماری و قدرت چیست. کسی هم اهمیت نمی دهد که این گذشته درخشانی که تصور شده و بازتکرار می شود الهام گرفته از اسطوره هایی است که ما به اسم "حقیقت" تاریخی به خورد نسل های آینده می دهیم و در طی این یاد آوری های گذشته، قسمت های عظیمی از تاریخ (بخصوص قسمتهایی که مربوط به اسلام باشد، البته به استثناء حکمرانان فاتح!) را با فراموشی ملی خاصی حذف می کنیم. بگذریم. از این جهت به این عکس اشاره کردم که مقاله جالب پرستو دوکوهی دراقبال، من را یه یاد این عکس که بازمانده کشف حجاب اجباری دوره رضا خانی است انداخت. جالب است که گفتمان های مربوط به "لباس ملی" در هر دوره ای با اتکا به "فرهنگ ایرانی"، کنترل بدن شهروندان، به خصوص زنان، را توجیه می کنند. اگر در زمان رضا خان لباس زن نشانه گر "پیشرفت" و یا "عقب افتادگی" یک ملت بود، حالا هم لباس او نشانه گر "تدین" و یا "ابتذال" یک ملت شده. سوال اینجاست که این "هویت ملی" که سرش زنان را با زور بی حجاب و با حجاب می کنند چیست؟! داشتم این نوشته را پست می کردم که بلاگر از کار افتاد و نشد که این مطلب را پست کنم. در طی این فرصت، خواندم که در زد و خوردهای ناشی از نامه جعلی که به اسم ابطحی پخش شده، سه نفر کشته شده اند. این هم از دیگر مزایای ملی گرایی و دامن زدن به اختلافات قومی! چه کسانی از این خشونت ها به اسم "ملت" و حفظ "هویت ملی" بهره می برند؟
|
|
<< Home