|
وبلاگها
|
شهروند درجه یک ولی مجرمFriday, July 07, 2006
دو روز پیش با یکی از وبلاگ نویسان واشنگتن ملاقات کردم و با هم کلی حرف زدیم. نسیم "قوی سیاه" نه تنها وبلاگ می نویسد، بلکه دانشجوی دکتری (غیر مهندس!) دانشگاه مری لند است و با رادیو کالج پارک همکاری می کند. خلاصه من آمدم با او مصاحبه کنم ولی او که سابقه کار ژورنالیستی در ایران دارد از من زبل تر بود و قبل از اینکه من با او برای پروژه ام مصاحبه کنم، او با من مصاحبه ای کرد که در رادیو کالج پارک می توانید گوش کنید. --------------------------------- از وقتی برگشته ام واشنگتن اینترنت مان به دلیل باران های هفته پیش قطع است. بیچاره نسیم و بعضی از ساکنان کالج پارک که سه روز بود برق هم نداشته اند. والله بارانش اونقدرها هم بد نبود که این همه توش گیر کرده اند. فعلاً که بنده از وایرلس در و همسایه استفاده می کنم که مرتب هم قطع و وصل می شود. -------------------------------- عبدی کلانتری در ایران امروز مقاله ای در مورد اعتصاب غذای گنجی در امریکا نوشته و در آخر گفته که " كسانی كه «مانيفست سوم» اكبر گنجی و نوشتههای ديگر او را در هفتههای اخير خواندهاند میدانند كه نزديكترين نمونهی واقعی به جامعهی ايدهآلی كه او در نوشتههايش ترسيم میكند، جامعهی مدنیِ آمريكا است. جامعه، دولت و مردم آمريكا مهماندار بزرگترين تعداد ايرانيان مهاجر بوده و هستند. برخلاف رفتار جوامع دموكراتيك اروپايی با مهاجران غير اروپايی، جامعه، دولت و مردم آمريكا با ايرانيان مثل شهروند درجه دو رفتار نمیكنند و جامعهی ايرانی از محترمترين و موفقترين مجموعهی مهاجران آمريكاست كه از همهی امتيازات شهروندی بهره میبرند و حتا در مواردی خويشانِ سالمندشان را هم كه به تازگی از ايران آمدهاند از مزايای بازنشستگی، بيمهی درمانی و مسكن بهره میدهند. " آیا واقعاً چنین است؟ عبدی عزیز، از بچه هایی که اینجا بزرگ شده اند بپرس چقدر "سند نیگر" خطاب شده اند. از 40000 نفری که پس از یازده سپتامبر بی هیچ دلیل موثقی دستگیر شدند بپرس شهروند درجه دو یعنی چه. از استادانی که هر روزه با راسیسم و جو ضد ایرانی مواجه می شوند بپرس شهروند درجه دو یعنی چه. از دانشجویی که در برابرهم دفتری اش باید جوابگوی حمله 11 سپتامبر باشد و مورد بازجوی اف بی آی قرار می گیرد، فقط به این جرم که ایرانی است بپرس شهروند درجه دو یعنی چه! اگر چامسکی ها اجازه صحبت دارند، بی دلیل شاید نیست... شاید این تصویر گل و بلبل دموکراسی را لازم داریم... از استادانی که شهرت چامسکی را ندارند بپرس تا چه حد باید خودشان را سانسور کنند . از ژوزف مساد بپرس!
|
|
<< Home