وبلاگها

غر پیش از سفر

Monday, June 26, 2006
در این نوشته به هیچکس لینک نمی دهم چون دارم می روم مسافرت و حوصله دعوا ندارم... خودتان حدس بزنید از که می گویم.

قبل از سفر که نمی گذارند آدم آرام بنشیند و ماستش را بخورد. داشتم کامپیوتر را تعطیل می کردم که بروم کارهای قبل از سفر را انجام دهم که دوستی زنگ زد و در مورد چیزی غر زد که مدت هاست حرص من را هم درآورده: موج ضد زن های آکادمیک و نقدهای تخماتیک. فردا در هواپیما در مورد اینکه چرا بعضی ها فکر می کنند فمینیست های آکادمیک باید فقط در مورد تجاوز و شورت های توری ویکتوریاز سیکرت و خشونت بر علیه زنان کار کنند و دیگر بحث ها را به عهده آقایان متفکر بگذارند خواهم نوشت! نمی دانم شاید سندرم سال اول دکتری باشد و یا اعتماد به نفس بیش از حد بعضی از مردهای ایرانی که به آنها اجازه می دهد با خواندن چند کتاب به نقدهای تخماتیک به کار زنهایی که سالهاست مطالعه آکادمیک دارند و در دانشگاه ها درس داده اند بپردازند، بدون اینکه نقدشان با اطلاع از ادبیات فمینیستی باشد.... به این می گویند سکسیسم! همینکه از زنهای آکادمیک انتظار داشته باشی که بروند فقط در مورد تجاوز جنسی بنویسند و مسائل دیگر را به آقایان بسپارند حرص در آر است! عزیز جان نه همه فمینیست ها فکر می کنند فوکو سکسیست است (چیزی به اسم فمینیسم فوکویی هم هست به جان شما!) و نه فمینسیم به دو کتاب فمینیسم 101 که شما خوانده اید خلاصه می شود!
کلمه روز:
Bombastic!
..........................................................

از آنطرف هم فمینیست هایی که کمی ناحیه های خاکستری را ببیند و از آن منطق دوگانه دوری کنند از جانب دوستان فمینیست چپ قدیمی برچسب هایی می خورند که نگو... از "پست مدرن نسبی گرا" گرفته تا "جیره خوار رژیم!"
بابا انصاف هم خوب چیزی است بخدا!
.............................................................

آخرین نوشته پیش از سفر بهتر است غر نباشد.... دوستی به نام "شیرین جون" از مراسم تظاهرات زنان همجنسگرای سانفرانسیسکو سه عکس فرستاده که گفتم بد نیست بگذارم اینجا که اگر وجود زنان همجنسگرای ایرانی انکار می شود، بیینید که سانفرانسیسکو کم ندارد و ماشالله امسال یک صف قطور هم داشته اند. بر خلاف تصور برخی از آقایانی که انگار به مردانگی شان بر می خورد که بدانند زن ایرانی می تواند لزبین باشد و چاره ای ندارند جز "قبول کردن" حقیقت و غصه خوردن و مسخره کردن و زشت نامیدن زنهای همجنسگرا (نمی دانم این اعتماد به نفس بیش از حد این آقایان است و ندیدن خودشان در آینه و یا خود را در آینه دیده اند و به دلیل عدم اعتماد به نفس شان است که این چیزها را می گویند!)، همه این زنهای همجنسگرای ایرانی که بنده می شناسم بی نهایت زیبا هستند و به دلیل فقدان مرد نیست که سراغ زنان دیگر می روند! تمایل جنسی شان به زن است ببم جان! آن هم برای دلایلی بسیار خوب!!! قبلاً نوشته ام، اما شاید بد نباشد یادآوری کنم که به جای مرکزی شمردن و طبیعی ساختن دگرجنسگرایی و یافتن دلیل برای "معضل" همجنسگرایی شاید بد نیست که بپرسیم چه شد که ما دگرجنس گرا شدیم! اگر هم دنبال بحث های مربوطه هستید، کلمه همجنسگرایی را در این وبلاگ سرچ کنید و بخوانید. والله دیگر حوصله توضیح دادن ندارم! این شما و این عکس ها... البته به دلیل هوموفوبیای بیش از حد هموطنان گرام، صورت هایشان را نگذاشته اند که شناسایی نشوند. عکس آخر انگشتی نشان می دهد که به خود نگیرید... انگشت به افراد هوموفوبیک است و یا افراد ضد ایرانی! با تشکر از شیرین خانم گل.