|
وبلاگها
|
گزیده های انگلیسیThursday, March 23, 2006
از آنجایی که یک حرکت وبلاگی شروع شده که وبلاگ نویسان گزیده ای از نوشته های سال گذشته شان را می گذارند، و از آنجایی که من می خواهم از مد عقب نیفتم، من هم به ندای مرد سیب لند وبلاگستان لبیک می گویم و گزیده ای می گذارم. اما چون شنیده ام که در صحبت برکلی دعوا سر این بوده که "ای آقا!! این جوانهای ایران فردگرا هستند و برای تغییر رژیم مناسب نیستند" و آن یکی "اکسپرت" (متخصص) عکسش را پرت کرده که "خیر، آقا این ها اتفاقاً مبانی لازم برای دموکراسی لیبرال است و خوب است که فردگرا باشند"، و از آنجا که شایعه است که وبلاگها فردیت را تشدید می کنند و زمینه را برای دموکراسی و انقلاب وبلاگ آماده می کنند، بنده در اقدامی ضد انقلابی و "ایدئولوژیک، آن هم از نوع اول انقلاب" (این را سیبستان جان در مورد بنده گفته!) به وبلاگی گروهی و به زبان انگلیسی رجوع می کنم. چرا از وبلاگ گروهی (ونه فردی) ضد جنگ مطلبی می آورم؟ چون فکر می کنم بد نیست مرور کنیم و ببینیم این خط مشی ریختن ها در مورد ایران در کدام محافلی اتفاق می افتد. نوشته های بچه های وبلاگ ضد جنگ را که خواندم، به این فکر کردم که چرا تعجب نکردم که بعضی از اصلاح طلبان این روزها در برابر کنگره امریکا شهادت می دهند و در دانشگاه ها بدتر از صد نئوکان امریکایی صحبت می کنند؟ شاید چون همین آقای میلانی هوور بود که در هوور دایجست نوشته بود "پابرهنه ها سوژه های مطلوبی برای دموکراسی نیستند، ما باید طبقه متوسطی که کاسموپولیتن است را جذب کنیم!" "ما" یعنی دولت امریکا! آخر کارِ ایشان در قلب دانشگاهی که یک مرکز خط مشی جنگ دارد، دادن پیشنهادات خط مشی ریزی برای دولت امریکاست. هر اعتراضی را هم "ایدئولوژیک" می نامند و موضع خودشان را به شیوه دانیل بل و فوکویاما، خارج از هرگونه ایدئولوژی فرض می کنند! خب خدا را شکر که برنامه شان انگار دارد به خوبی پیش می رود و دارند یکی را پس از دیگری جذب می کنند. بگذریم... این همه مقدمه سرایی کردم که به این گزیده مطالب در سال گذشته رجوع کنم. راستی چون وبلاگ ضد جنگ را علیرضا زحمت کشید و به بلاگر نقل مکان داد، فرمت کمی تغییر کرده و گیومه ها علامت سوال شده اند. ترجمه بنده از عناوین مطالب هم آنچنان چنگی به دل نمی زند، اما خب به بزرگی خودتان ببخشید... مطلب این حقیر به نام "دلالان بیمه" که در آن در مورد "متخصص" هایی که پارسال در برابر کنگره امریکا شهادت دادند نوشته ام... متخصص هایی که در "کمیته خطر حاضر" و سایر گروه های غیردولتی کار می کنند. مطلب علیرضا دوستدار با عنوان سیاست دوجانبه بودن و استفاده ابزاری. مطلب نیکی اخوان با عنوان کلی گرفتاری بر سر هیچ چیز! مطلب داریوش محمدپور با عنوان"هیپوکراسی و بشردوستی. این یکی را هم برای امین نازنین عنکبوت گذاشتم که از دعوای وبلاگی بدش می آید تا ببیند که من با داریوش دعوا ندارم. در هر حال ائتلاف همین است... تفاوت ها را نمی شود پاک کرد. مخالفت ها جای خود هستند. اما نمی شود از دیگری انتظار داشت که دغدغه هایش را کنار بگذارد برای وقتی دیگر که هدف مشترک به تعویق نیفتد. این تجربه را زنان ایرانی زمان انقلاب هم داشتند. خب این هم گزیده سالی که گذشت به انگلیسی که نگویند اگر راست می گویید این حرف هایتان را به انگلیسی بزنید. می زنیم والله، اما شاید باید دوباره بزنیم و بیشتر بزنیم. شاید باید با گروه های ضد جنگ دیگر ائتلاف کنیم و وبلاگ ضد جنگمان را تنها به ایرانی ها محدود نکنیم. من از تجربه دانشجویان هاروارد که حضوری تحسین آمیز در برابر برنامه پروپاگاندای ضد ایران داشتند لذت بردم. شاید باید در این سال جدید، این تجربه ائتلاف را به وبلاگ های انگلیسی ضد جنگ هم گسترش دهیم.
|
|
<< Home