وبلاگها
|
زن و جنگWednesday, March 08, 2006
پ.ن. ----------------------- تظاهرات روز زن در پارک دانشجو انگار به خشونت کشیده و بچه های شرکت کننده را زده اند. خیلی نگران هستم. هنوز زخم تلخ استادیوم آزادی بسته نشده، یک ضربه دیگر... امیدوارم هیچکس دستگیر نشود و به هیچکس آسیبی نرسد. نمی دانم چرا فکر می کنم که امیدی است بیهوده... به همه زنهایی که در این مراسم شرکت کرده اند چه می شود گفت که مرحمی روی زخم باشد؟ خسته نباشید؟ مگر می شود مشت و لگد خورد و خسته نشد؟ ---------------------------- یکم و مهمتر از همه: روز زن بر همه زن های وبلاگنویس و وبلاگ خوان مبارک باد. ![]()
دوم: ماها پارسال خودمان را کشتیم و دو تا دو تا وبلاگ ضد جنگ (+ و+) راه انداختیم و کلی هم کامنت گذار ضد جنگ داشتیم، حالا آقا امید معماریان آمده فرنگ و در مقاله اش می نویسد که او به عنوان یکی از افراد ضد جنگ درایران در آن زمان، یک دوجین کامنت گرفته که از موضع ضد جنگش انتقاد کرده اند. بعد هم نوشته که دیگر نویسندگان آن وبلاگ هم همینطور! تا جایی که من یادم می آید، ما بیشتر کامنت های ضد جنگ داشتیم. تا جایی که من یادم می اید، یک آدم بیکار با یک آی پی و با اسم های مختلف می آمد و از جنگ دفاع می کرد و تعداد معدود دیگری هم همینطور. تا جایی که من یادم است، کسانی که در کامنت های این دو وبلاگ انگلیسی از جنگ دفاع می کردند، غالباً ایرانی نبودند، حالا چطور است که امید به این نتیجه رسیده که مردم ایران طرفدار جنگ هستند؟ یا به این نتیجه که حرکت ضد جنگ در ایران ضعیف است؟ اینکه در شمال کالیفرنیا، 400 نفر به دیدن کمدی رفته اند ولی فقط 40 نفردر یک میتینگ ضد جنگ و ضد تحریم برعلیه ایران شرکت کرده اند، دلیل این می شود که بقیه 360 نفر موافق جنگ یا تحریم علیه ایرانند؟؟! به قول امریکایی ها، امید جان، am I missing something?
|
|
<< Home