وبلاگها
|
خودکشی موضعی و لینک و مینکSunday, September 10, 2006
این وبلاگ من بعضی وقت ها خود به خود یک چیزیش عوض می شود و تغییر مدل می دهد. چندی پیش هم انگار در بعضی از براوزرها به جای فارسی جیبریش نشان می داد که باید می رفتی "انکودینگ" را دستی به یو تی اف 8 تغییر می دادی تا خزعبلات اینجانب را بتوانی بخوانی. دوستی به نام ماندانا برایم ای میلی زد و گفت فلان جا برو این دو خط را که من می گویم اضافه کن چون وبلاگت این ایراد را دارد. من هم هرچه دنبال "فلان جا" گشتم کدش را در تمپلت پیدا نکردم که نکردم. چند نفر از دوستان دلسوز هم ای میل و کامنت فرستادند که کارکترست وبلاگت غلطه. اما چون نمی توانستم جای کد را پیدا کنم بی خیال ماجرا شدم تا اینکه جوجه اردک سفید در واشنگتن چپ و راست هر روز سرم غر زد که بابا این چه وضعشه، واسه وبلاگت کلاس بذار و درستش کن. اما باز هم کد مربوطه پیدا نشد و بازهم بی خیال شدم. دیروز زیتون هم که گوشزد کرد دیگر غیرتی شدم و رفتم کدی را که ماندانا خانم فرستاده بود را گذاشتم یک جایی اون وسط های تمپلت. از ماه منیر که به همین دلیل مشکل خواندن وبلاگم را داشت ولی چون نجیب است صدایش در نمی آمد و به جای غر زدن خودش را راحت کرده بود و نمی خواند، پرسیدم درست شده یا نه که گفت "بالاخره دست چلاق تو به دردی خورد و یک چیزی را درست کرد." امیدوارم درست بگوید و مشکل برطرف شده باشد. اگر نشده بگویید که فکر چاره کنم. دوستی هم با کمال لطف برایم ای میل کرده و گفته که عکس شهرفرنگی سردر و این تکمه های بغل نوشته های قبلی هم چون در فلیکر هستند، به دلیل فیلتر بودن فلیکر دیده نمی شوند. عکسی هم از طوری که وبلاگم در ایران دیده می شود برایم فرستاده که دیدم عجب فاجعه ایست! جای شکرش باقی است که ملت هنوز از ایران می خوانند این وبلاگ بدقیافه را! سعی کردم عکس ها را در یاهو بگذارم که یاهو لینک مستقیم به عکس نمی دهد، یا شاید من نمی توانم عکس را روی یاهو با یک آدرس بدون دنگ و فنگ ببینم. بی سوادی اچ تی ام ال هم بد دردی است ها! پیشنهادی برای گذاشتن عکس روی یک سایت فیلتر نشده دارید؟ آدرس عکس در یاهو آخرش به دلیلی که من نمی دانم به جی پگ ختم نمی شود و کلی کوچه اول در دوم دارد که وقتی در تمپلت می گذارم درست کار نمی کند. ممنون از همه دوستان دلسوز، بخصوص ماندانای عزیز. ---------------------- دو سه روز پیش که چاقو در دستم فرو رفته بود و رفتم اطاق اورژانس، حقاً نسبت به مواقع دیگر خیلی سریع و در عرض یک ساعت و خرده ای کارم تمام شد. اما راستش دکتری که آمد انگار با زور کار می کرد و خیلی هم می خواست این را به مریضش بفماند. وقتی دست من را دید پرسید چه شده که ماجرا را گفتم. به او گفتم که حفره خالی توی دستم چیزی بود که من را ترسانده و گفتم انگار چاقو در کانالی چیزی فرو رفته باشد، چون آن زیر یک سوراخ خالی هست! دکتر مربوطه با لبخندی تمسخرآمیز گفت که "در دست کانال وجود ندارد و هر جای دیگر بدنت هم چاقو می رفت یک سوراخ این شکلی بوجود می آورد." بعد هم به من درس انگلیسی داد که کانال یعنی مکانی خالی که از آن آب می گذرد! با احساس خنگی شدید به او گفتم "جدی؟ من فکر کردم دست هم کانال دارد که اعصاب از آن می گذرند، پس درس های فیزیولوژی ام پاک یادم رفته انگار!" او هم با همان لحن تمسخر آمیز تاکید کرد که کانال در دست آدمی وجود ندارد. بعد هم که نمی توانست محل فرو کردن سرنگ بی حسی را پیدا کند، بعد از اینکه پرستار بهش یک پیشنهاد داد، او چیزی زیر لب گفت که من فقط "محمد"ش را شنیدم و نفهمیدم چه گفت. پرسیدم "بله؟" گفت: "هیچی... فراموش کن!" وقتی با محلول سالین دستم را شست وآماده بخیه کرد، به ساعت نگاه کرد و به پرستار گفت، ساعت پنج است و من یک دقیقه پس از ساعت پنج کار نمی کنم! بعد تا دید دکتر شیفت بعدی از راهرو رد شد از او خواست که او کارش را تمام کند و بدون خداحافظی پاشد و رفت بیرون! خلاصه دست بنده که دکتر اولی شست همینطور یک بیست دقیقه ای منتظر ماند تا دکتر دومی حاضر شود و بیاید بخیه بزند. دکتر دومی که از ماجرا خبر نداشت و نمی دانست دکتر اول چقدر با رفتار عاقل اندر سفیه و جوک بی مزه اش در مورد محمد روی کنایه آمیز من را بالا آورده، بدبخت بی خبر از همه جا پرسید، "چرا خودت را چاقو زدی؟" گفتم: "آخه خیال خودکشی داشتم!" گفت: "جای بدی را برای چاقو زدن انتخاب کردی!" من هم گفتم" "آخر فکر می کردم قلبم در کف دست چپم است." بعد با لحنی جدی از او پرسیدم "مگر نیست؟" دکتر بیچاره که برعکس اولی آدم خوب و مهربانی به نظر می رسید، نمی دانست جدی می گویم یا نه. با تعجب نگاهی کرد و گفت "نه". پس از اینکه آمدم خانه و اثر دوا و شنگولی ام که برطرف شد، از روی کنجکاوی رفتم کتاب آناتومی نگاه کردم و دیدم در دست هم یک کانال هست و کانال فقط برای آبیاری مزارع نیست! اما خب کانال دست، پایین کف دست است و دست من بالای کف، نزدیک "فضای وب" زخمی شده. تازه اگر کانالی هم وجود نداشت، آن لحن تمسخرآمیز دکتر اصلاً مناسب نبود. کاش بعضی از این دکترها با مریض ها مثل آدم رفتار می کردند و کارشان را که بهبود حال مریض است را با علاقه و نه از سر زور انجام می دادند. روبات نیست آدم که سر ساعت پنج از کار بایستد! ----------------------- بن لادن دوباره آمده به بازار انگار. نمی دانم چرا نزدیک به انتخابات می شود این بن لادن ویدئوهایش پیدا می شوند! ----------------------- خدا را شکر انگار دارد فرجی حاصل می شود. به قول اینور آبی ها حالا جینکزش نکنیم! ----------------------- پیام بوش و بلیر برای ایران و سوریه. مردم از خنده. لینک از ایرانین. ----------------------
|
|
<< Home