وبلاگها
|
Wednesday, July 19, 2006
امروز روزی بود که گروهی آن را روز جهانی مبارزه با هوموفوبیا خوانده بودند و با استفاده از عکس های دو جوان به دار آویخته شده که سال پیش در مشهد به جرم "لواط به عنف" اعدام شدند، تظاهراتی در شهرهای مختلف جهان در اعتراض به کشتن همجنسگرایان توسط دولت ایران به راه انداخته بودند. در واشنگتن این اعتراض در میدان دوپان اجرا می شد. من به همراه یکی از دوستان قرار شد همدیگر را در این میدان ملاقات کنیم و برای اینکه تصویر غلط این مدعیان دفاع از حقوق همجنسگرایان ایرانی را کمی پیچیده تر کنیم، پلاکاردهای خودمان را در دست بگیریم. من کمی زودتر رسیدم و رفتم ماژیک و مقوا خریدم و وقتی دوست وبلاگ خوان بهم پیوست روی دو مقوا این جملات را (البته به انگلیسی) نوشتیم: "نئو کان عزیز: لطفاً نمایندگی من را نکن! -- یک کوئیر ایرانی" "و "بمب های گی برای ایران؟ شما از چه کسی جانبداری می کنید؟ راستش اول فکر کردیم که شاید رفتن آنجا با مقواهای خودمان با وجود عده کمی که آنجا بودند کار درستی نباشد، اما با دیدن عکس های بزرگ اعدام و دیدن اینکه این عکس ها را در وسط میدان به تماشا گذاشته اند، نشستیم روی یک نیمکت و هر کدام یک مقوا را در دست گرفتیم. نتیجه این کارمان صحبتی بود نسبتاً طولانی بین من و برگزارکننده این حرکت در واشنگتن. برگزار کننده اعتراض واشنگتن گفت که با من موافق است اما چون "جمعیت گی های مشهد" به آنها گفته اند که دو مرد اعدام شده همجنسگرا هستند و مردم ایران از او خواسته اند این کار را بکند، او این کار را انجام می دهد. این نمایندگی از جانب "جمعیت همجنسگرای مشهد" و "مردم ایران" که این مرد برای مشروعیت دادن به کارش استفاده می کرد برایم جالب بود. به او گفتم که شیوه ارائه تصویری شان چقدر نادرست است و چه عواقبی در تولید گفتمانی ایران به عنوان مکان خشونت دارد. گفتم کاش حد اقل موردی را انتخاب می کردند که مشخص بود که قربانیان اعدام همجنسگرا بودند و نه موردی که معلوم نیست که آیا اعدام شدگان همجنسگرا بوده اند یا نه و آیا متجاوز بوده اند یا نه . نمی دانم تا چه حد برای این دوستمان جا افتاد که حمایتشان دوستی خاله خرسه است، اما خب ما سعی خودمان را کردیم. این هم پست سپهر و مطلب قبلی من در این مورد. --------------------------------------- پس از این حرکت چریکی در میدان دوپان، با دوست وبلاگخوان نیمه وقت (این روزها انگار کمتر می خواند) به انستیتوی خاورمیانه رفتیم و به صحبت علی انصاری و نجمه بزرگمهر در مورد روابط ایران و امریکا گوش دادیم. البته اگر این دوستمان که پارتی اش در انستیتوی خاورمیانه کلفت بود همراهم نبود عمراً من را راه نمی دادند چون نه از قبل رزرو کرده بودم و نه کد لباسشان را رعایت کرده بودم و با شلوار جین رفته بودم! حضارغالباً سفیدپوست های مسن بودند و یا جوان تر های علاقه مند به روابط ایران و امریکا. اعضای "کنسول امور جهان" World Affair Council هم انگار زیاد بودند چون سوال از آن جانب زیاد می شد. یکی تعجب می کرد که سخنران گفته ایران جنگ نمی خواهد، دیگری می گفت: "آقا نگو اسرائیل به لبنان حمله کرده! بگو حزب الله (و نه لبنان) به اسرائیل حمله کرده! جالب بود که این آقا بین حزب الله و مردم لبنان تفاوت می گذاشت، اما بین دولت اسرائیل و مردم اسرائیل نه! انگار که مردم اسرائیل یکپارچه از حمله ارتش اسرائیل حمایت می کنند! با وجود اینکه تحلیل هایی از قبیل تحلیل های این سخنرانی --که روابط سیاسی را به دولت-ملت ها خلاصه می کنند و نقش نهادها و قدرت های غیردولتی فراملی (و نه بین المللی) را به کل نادیده می گیرند، گویی که روابط تنها بین ملل سرنوشت سازند و ملل به تنهایی دارای قدرت عالیه هستند-- از دید من کافی نیستند، اما در چنین جوی که سوال های حضار کمی تا اندکی خوفناک بود، شنیدن صحبت دو سخنران خالی از لطف نبود. ------------------------------------------- یکبار دیگر هم یاد آوری کنم که گروه تمرکزی وبلاگ نویسان و وبلاگخوانان واشنگتن همین شنبه ساعت 2 بعد از ظهر برگزار می شود.
|
|
<< Home