وبلاگها
|
خوشا تورنتو و باد بی مثالشMonday, April 03, 2006
دیروز، دوم آوریل (سیزده فروردین) جهت بدر کردن سیزده و گره زدن سبزه های زرد تورنتو، راهی جزیره ای بادخیز در حومه تورنتو شدیم. از آنجایی که دوستان تورنتویی ترتیب کباب و کالباس و خلاصه بساط سیزده بدر را داده بودند و چیزی نمانده بود که نبرده باشند، به همراه دوستی از اهالی فمینیسترود که به دلایل استراتژیک برای انقلاب فمینیستی، فمینیست بودنش را پنهان می کند تا نقش جاسوس دوجانبه را بازی کند، کلی فکر کردیم که چی ببریم. به این نتیجه رسیدیم که هندوانه بخریم و سوار قایق شویم و هندوانه زیربغل به جمع دوستان ِ دوست تورنتویی مان بپیوندیم. چون در آن محله جای پارک کردن ماشین زیاد نبود، دوست چریک فمینیستی ما در ماشین نشست و ما به قصد خریدن هندوانه وارد یک میوه فروشی شدیم و با کمال تعجب دیدیم که آق دکتر عباس پارتیزان آنجا نشسته. دکتر عباس پارتیزان به محض دیدن ما از جا بلند شد و با حفظ مرام لاتی سلامی کرد و توضیح داد که آنجا میوه فروشی نیست و واحد برون مرزی ستاد لاتهاست و سفری که ایشان در وبلاگش می گفته، به شهر شهیر تورنتو بوده و هدف سفرش هم چیزی نبوده جز خواستگاری حضوری و وصلت بین مرکز تحقیقی دانشگاه های استنفورد و سوخار بیرمنگام. دردسرتان ندهم، با اینکه من به عباس جون قول داده بودم به محض پایان پایان نامه، خودم شخصاً به رسم اهالی فمینیسترود به خواستگاریش بروم، و با اینکه از مواضع ضد جنگ ستاد لاتها خوشم می آید، از اینکه دکتر عباس پارتیزان حریم خصوصی و عمومی را در وبلاگ لاتلند قاطی کرده و در ملأ عام ابراز عشق می کند گلایه کردم و دعوایی بین ما در گرفت که شرح این دعوا را در این بخش "صوتی عشقی" این وبلاگ می توانید گوش کنید. البته از آنجایی که تکنولوژی صوتی تا این روز تا حد زیادی در حیطه مردان است، من از دکتر عباس پارتیزان خواستم که این فابل صوتی را ادیت کند و ایشان اعتراض های فمینیستی فایل صوتی را در آورد و طبق معمول، صدای زنان خفه شد و فقط های و هوی و فحش هایش در این سند تاریخی ماند و نتیجه اش این شد که می شنوید. دوست فمینیست مخفی ما هم با شنیدن این فایل صوتی ما را به بی کلاس بودن متهم کرد. نشان به آن نشان که دست آخر ما بدون میوه به جزیره پرباد رفتیم و با اوقات تلخ نشستیم و در بازی استپ هوایی دوستان ِ دوست فمینیست مخفی مان شرکت نکردیم و به جایش تیلیک و تیلیک لرزیدیم و سرما خوردیم. البته برای انتقام از فرهنگ وطنی لاتی، با چیپس و کوکا کولا رفتیم تا فرهنگ کوکاکولا را در بین ایرانیان خارج از کشور رایج کنیم. سبزه (زرده) هم گره زدیم تا با رضایت همسر اول، سال دگر همسر دوم به خانه بیاوریم. ----------- تبصره: به دلیل زندگی برون مرزی و هویت دیاسپورایی نه اینجا و نه آنجایی، اینجانب نه شنبه اول آوریل، و نه یکشنبه دوم آوریل (سیزده فروردین) را برای دروغ گفتن انتخاب کرده ام. از همین جا اعلام می کنم که روز سوم آوریل، به عنوان روز دیاسپورایی دروغ سیزده به علاوه یک/اپریل فولز دی انتخاب شده است.
|
|
<< Home