|
وبلاگها
|
معترض: زن. سرکوبگر: زنMonday, June 12, 2006
پی نوشت: آیا این خبر حقیقت دارد؟ یکی به این گزارشگر بازتاب بگوید که "برخورد زنانه" نبود! برخورد وحشیانه و احمقانه بود. اما قسمت دیگر خبر است که من را زجر می دهد. بل گرفتن از حمایت فرح پهلوی. همین را کم داشتیم. منظور از بیان کردن حمایت فرح پهلوی در این خبر چیست؟! "بیوه شاه سابق" (فکر کردم خودش اسم داشت و هویتش فقط به شوهر مرده اش بستگی ندارد!) و هوادارن شان بد نیست یاد حکومت یک حزبی همسرشان بیفتند و اینکه سازمان های زنان در زمان پهلوی فقط دولتی بودند. نمی گویم فرح از این حق و حقوق زنان دفاع نکند، اما کسی که واقعاً دلش برای حقوق زنان سوخته باشد، می داند که موقعیت او و حمایت او چه تأثیری بر یک حرکت دارد. به غیر از این است که حمایت فرح پهلوی، جان زنهایی را که به این تجمع رفته اند، زن هایی که زیر این قوانین پر از تبعیض زندگی می کنند را به خطر می اندازد؟ غیر از این است که حمایت او بهانه ای می دهد به دست دولت کنونی تا انگ ضد نظام بودن و جاسوسی به اجتماع کنندگان بزند؟ تفاوت زمین تا آسمان است که یک شاه دوست بی نام و نشان که در توهم هایش در خارج از ایران زندگی می کند اسمش را زیر این حرکت بگذارد تا اینکه فرح پهلوی حمایت کند! واقعاً امیدوارم چنین خبری صحت نداشته باشد. فکر می کنم همینطور که در این پست گفته بودم، ائتلاف مهم است، اما ائتلاف داریم تا ائتلاف. زنهایی که در طول این 27 سال هم با درایت فعالیت کرده اند و حرکتی پر ثمر بنیان گذاشته اند (چیزی که به جرأت می گویم در زمان شاه وجود نداشته!) کم نیستند. چیزی که من را برآشفته کرد این بود که اگر این خبر صحت دارد، چرا؟ کاش شیرین عبادی و زنان دیگر حمایت شان را ادامه می دادند و امثال فرح نه. فکر می کنید اگر کسی مثل اعظم طالقانی در این اجتماع بود زنان پلیس را می گماشتند که کتک بزنند؟ مسئله این است که هدف این حرکت اصلاح قوانین تبعیض آمیز در مورد زنان است. ما که دور گود نشسته ایم و از دور دست بر آتش داریم فکر می کنم به جای نشستن و گفتن اینکه "لنگش کن!" باید ببینیم حرکت های ما می تواند تاثیر مستقیم روی نحوه برخورد دولت با تظاهرکنندگان داشته باشد. می تواند ضربه باتومی باشد بر سر زنی که خودش بهتر از من و شما می داند قوانین ایران تا چه حد ضد زن هستند. احتیاجی به آموزش من و شما ندارند خانم و آقای محترم. ما به درد قوانین ضد مهاجرت و راسیست ضد خاورمیانه ای کشورهایی که در آنها زندگی می کنیم برسیم خیلی هنر کرده ایم. یا شاید این حس قدرت ناجی بودن، در کمال بی قدرتی در غربت است که ما را دورگود نشینان هوارکش می کند؟ عجب گیری کرده اند این زنهای بدبخت. از یک طرف چوب باتوم دولت ایران را می خورند و از طرف دیگر چوب "حمایت" هدف دار افراد و گروه های اپوزیسیون را. ----------------------------------------------------------- این بارکه تجمع مسالمت آمیز زنان را سرکوب کردند، یک نکته نسبتاً تازگی داشت و آن هم استفاده از نیروی نظامی زن بود که با باتوم و اسپری رنگ به جان زنانی که به قوانین ضد زن اعتراض داشتند افتادند و عده ای را هم دستگیر کردند. این استراتژی دولت کنونی ایران به نظر می آید در بین چیزهای دیگر دو منظور داشته باشد: اول گفتن اینکه تظاهرکنندگان نماینده خواسته های زنان ایرانی نیستند، کما اینکه اعتراض زنان به نیروهای نظامی در مورد اینکه حق تو و مادر تو هم ضایع می شود با پاسخ هایی مثل "من مادر پتیاره ای مثل تو ندارم" مواجه شد. این شگرد نه تنها مشکل دست زدن و دستگیر کردن به نامحرم را حل کرده، بلکه یکنوع پیام است که این هایی که با زنان معترض مواجه می شوند، زنان نمونه ایران اسلامی هستند. شاید یک راه مقابله با این شیوه موذیانه (کلمه بهتری برایش ندارم) سرکوب، ایجاد ائتلاف با زنانی باشد که حجاب تنها مسئله شان نیست، اما حق حضانت و طلاق و قوانین دیگر خانواده در ایران کنونی دغدغه آنها هم هست. در این صورت است که گروه بزرگتری به صف معترضین خواهند پیوست و سرکوبشان به راحتی امروز که تعداد نیروهای نظامی بیشتر از تجمع کنندگان به نظر می رسید نخواهد بود. منظور دوم این شگرد سرکوب زنان توسط زنان، شاید همان خشونت آمیز کردنش است، بدون حس گناه! چرا که لگد خوردن از یک مرد به گفته تظاهرکننده در مورد سرکوب زنان توسط مردان در قانون تحقق می بخشد، اما کتک زدن توسط یک زن، به این خشونت سیستماتیک ضد زن مشرعیت می دهد. کتک خوردن تظاهرکننده توسط یک زن، مسئله را از زورگویی مرد به زن به "اجرای قانون" (توسط زن) می کشاند و تظاهرکننده از جایگاه زن مورد شرب و شتم واقع شده توسط نظام مردسالار به "شکننده قانون" تبدیل می شود. از آنجایی که تجمع مسالمت آمیز در قانون ایران جرم نیست، به نظر می آید که شیوه مقابله با این شگرد سرکوب، تاکید بر قانون مربوطه باشد. مسلماً زنهایی که در ایران فعالیت می کنند بیش از هر کس دیگری واقفند که چه استراتژی برای حرکت زنان در این مقطع زمانی موثر است و فکر می کنم به جای شلوغ کردن های هیجان زده اینور آب، باید منتظر بود و دید که زنان فعال حقوق زنان که دانش بیشتری در مورد وضعیت دارند چه روشی راپیش می گیرند و چه پیشنهادی می دهند. فکر می کنم مهم است که از کسانی که در چنین مواردی تجربه دارند (مثلاً وکلای حقوق زنان و فعالان حقوق زنان و مطالعات زنان) خط مشی بگیریم و بپرسیم چه حرکتی برای یاری رساندن به دستگیر شدگان موثر است تا دوستی خاله خرسه نکنیم. به قول معصومه ناصری، تجمع زنان قانونی بوده و اگر بخواهند از روی قانون پیش بروند که دلیلی برای نگه داشتن بچه ها ندارند. مگر اینکه بخواهند تهمت جاسوسی بزنند که در آن صورت واقعاً مهم است که گروه های برون مرزی مسئولانه برخورد کنند و قبل از دیدن منافع و هدف های خودشان به فکر جان زنانی باشند که بی دلیل در بندند. راستش خسته شدم از بس هر بار به زنهای پر انرژی و پر قدرت در ایران گفتم "خسته نباشید!" می دانم که خسته اند و کوفته از کتک های ناحق. فقط امیدوارم سالم و امن باشند و حتی اگر حالشان گرفته است، بدانند که تنها نیستند.
|
|
<< Home