وبلاگها

اخلاقیات کشنده

Saturday, June 03, 2006
فیلم زندان زنان را بار اول که در سینمای دانشگاه برکلی دیدم خیلی دوستش داشتم. در آخر فیلم، اما، منیژه حکمت در پاسخ به سوال ها، من را به فکر فرو برد. از خودم پرسیدم کسی که چنین فیلمی ساخته چطور می تواند چنین طرز تفکری داشته باشد؟ قضیه مال چند سال پیش است. سال 2003 گمان می کنم. جواب های حکمت در مورد فیلم مأیوس کننده بود. حکایت او با حکایت فیلمش فرق داشت. در گفته های او، زنان قربانی بودند و بی عاملیت... همجنسگرایی "معضل" بود... در پاسخ به سوالی در مورد اعتیاد در زندان زنان، حکمت گفت که مشکل اعتیاد در ایران مشکلی است جدی . تا این حدش را درست گفت. اما بقیه صحبتش بود که بیشتر از جواب های دیگرش مزه خوب فیلم را تلخ کرد. حکمت گفت: "این ها (یعنی دولت) زندانیان معتاد را با دادن سرنگ تمیز تشویق می کنند!" راه دیگرش چیست؟ بگذارند با استفاده از سوزن های آلوده بمیرند؟

ایرما 3 سال پیش از این قضیه مرده بود. ایرما از ایدز مرد. ایرما ویروس اچ آی وی را از سرنگی آلوده گرفته بود و سال ها با آن جنگیده بود. ایرما را در ساختمان زنان سانفرانسیسکو که محل کارم آنجا بود برای بار اول دیدم. اهل پورتوریکو بود. پورتوریکویی که متعلق به امریکاست. همانجا معتاد شده بود. همانجا ویروس گرفته بود. آنجا اما نماند چون می خواست زنده بماند. آمده بود سانفرانسیسکو. با همراه زندگیش. او ایدز نداشت. او هنوز زنده است. دنبال خانه می گشتند. من دنبال همخانه می گشتم. با ایرما و همزی اش که روان شناس است یک سال زندگی کردم. نه از خوردن در بشقاب ایرما ایدز گرفتم و نه از استفاده از توالت مشترک. ایرما قوی بود مثل کوه. نه لاغر بود و نه مردنی. اما مرد. 6 سال پس از آمدنش به سانفرانسیسکو مرد. یکبار سوزن آلوده زد و سالها با آن موجود کوچک جنگید. اما بدون جنگیدن نرفت. زندگی اش را جمع و جور کرد و به بقیه یاد داد که چگونه با ایدز مبارزه کنند. اگر کسی به ایرما سوزن تمیز می داد... ایرما سال ها بعد که از جنگیدن خسته شد، گذاشت که سینه پهلو با خود ببردش. در را به روی همه بست و تسلیم شد. اما کلی خاطره گذاشت برای آنهایی که دوستش داشتند. آن سوزن لعنتی...
یعنی دادن کاندوم و سرنگ مردم را تشویق به داشتن سکس و اعتیاد می کند؟!!! کسی که بخواهد سکس داشته باشد، سکس دارد، چه با کاندوم، چه بدون کاندوم. کسی هم که عزم به ترک اعتیاد نداشته باشد، سوزن می زند چه آلوده و چه تمیز. راه جلوگیری از ایدز سر را فرو بردن در برف نیست. دو پا را در یک کفش "اخلاق" کردن هم نیست. ایدز در آسیا رو به افزایش است. حقیقت زندگی مردم جایی برای به نمایش گذاشتن اخلاقیات شما ندارد. خیلی از آنهایی که دارند می میرند اخلاقیات شما زنده شان نمی کند. شاید اصلاً از فشار این اخلاقیات است که دارند می میرند.

حق داری عصبانی باشی جان من. حق داری.