بعد از گل اول ایران که یک به یک شدیم گفتم اگر همینطور تموم شه به افتخار گل محمدی، یک جعبه شیرینی گل محمدی پخش می کنم. خدا را شکر که من مکزیک را خیلی دوست دارم وگرنه از شیرینی خوردن محروم می شدم. حالا یک جعبه شیرینی چورروس پخش می کنم... اگر تو این واشنگتن شیرینی فروشی مکزیکی پیدا کنم! خلاصه تا وقتی که یا ایران یا مکزیک تو گروه شان بیایند بالا نتیجه بازی برای من یکی که خوب بوده. کسی هم که باهاش فوتبال تماشا می کردم هم مکزیک و هم ایران را مسخره می کرد و دوست دارد انگلیس ببرد. دروغ چرا... من هیچ تیمی را نمی شناسم و بیش از خود بازی داشتم به این گوینده ای ب سی که همه اش تفسیر سیاسی می کرد گوش می دادم و حرص می خوردم که بابا اگر بازی امریکا بود، آیا گوینده می آمد از اینکه بوش در عراق چه گندی زده و چطور وضع اقتصاد امریکا رو خراب کرده حرف می زد که حالا همه اش در مورد احمدی نژاد حرف می زند؟ چند باری هم رفتم کانال زبان اسپانیایی (کانال 14) و آنجا را نگاه کردم، بخصوص قبل از بازی که ای بی سی به جای صحبت در مورد تیم ایران و مکزیک همه اش در مورد تیم امریکا حرف می زد. برعکس، کانال 14 در مورد تیم هایی که قرار بود بازی کنند (ایران و مکزیک) حرف می زد. راستش چون سنچز در سوگ پدرش است و زیاد گل نخورد ته دلم یه جورایی خوشحال شدم. برم گی پراید شرینی مکزیکی پخش کنم! تبریک و تسلیت به دوستداران تیم های مکزیک و ایران. خلاصه سبز و قرمز و سفید برد، حالا دیگر چه فرقی می کند ترنیب رنگ ها چیست؟!
<< Home