وبلاگها

بحران امریکا و سرما خوردن در تورنتو

Wednesday, September 21, 2005
دوست وبلاگنویسی که از اولین کسانی بود که پس از چاپ پست اول وبلاگ انگلیسی ام به من خوش آمد گفت و بعدها کلی با هم بر سر اینکه من خود را فمینیست سکولار مسلمان اعلام کرده بودم دعوای وبلاگی داشتیم، وقتی شنید به تورنتو آمده ام، در ایمیلش پرسید که آمادگی سرمای تورنتو را دارم یا نه. من هم با قاطعیت تمام گفتم بعععععله... اما زمستان نرسیده، با اینکه پنکه های اهالی تورنتو همچنان با سرعت تمام می چرخند، من سرما خوردم و افتادم! خلاصه که سالی که نکوست از بهارش پیداست.... (نکنه ویروس عرب کش باشه که این ایرانی ناخالص ترک را هم زمین گیر کرده؟ از وست نایل جان سالم در کردم و ایست نایل گرفتتم!)

چند "آپدیت": اول اینکه پس از مهمان نوازی دوست با معرفت و مهربانی که دو هفته ای خودش روی زمین خوابید و تختش را به من داد، بالاخره به مکانی نسبتاً دائمی (چون شش ماه بیشتر در تورنتو نخواهم بود) نقل مکان کردم. یعنی کم کم وسائلم را از ماشین بیرون خواهم آورد و پس از اینکه سیم های مرنبط دوربینم را پیدا کردم، عکس های سفر را به همراه سفرنامه اینجا خواهم گذاشت.

راستی در ایلنا خواندم که "همجنسبازی دختران به بحران روزمره امریکا تبدیل شده." تازه فهمیدم چرا پرزیدنت بوش در کمک رسانی به ناحیه فقیر نشین نیورلینز که زیر حمله کاترینا خراب شده کوتاهی کرده. بنده خدا تمام قوایش را صرف مقابله با این "بحران روزمره همجنسبازی دختران" کرده و سخت کوشیده تا اخلاقیات امریکایی را حفظ کند. حالا هی بگویید بوش بد است. در راه این فداکاریش (و فداکاری های دیگرش منجمله حمله به کلینیک های سقط جنین و صد البته دفاعش از" آزادی" در عراق و افغانستان) جان چند صد تن از اهالی نیورلینز چه ارزشی دارد؟

-یک توضیح مختصر در مورد پست قبلی: من هیچ خصومت شخصی با نیک آهنگ ندارم و برایش هم بسیار احترام قائلم. نوشته من در کل مربوط به دید زن ستیزی است که همانطور که گفتم شایع است و متاسفانه طبیعی ساخته شده. مختص مردان هم نیست و خیلی از زن ها هم چون خارج از گفتمان های زن ستیز نیستند، خود چنین دیدی نسبت به نقش های زنانه و مردانه دارند. "عمو مردک" هم اصطلاحی نیست که بخواهم در انتقام ار مردان استفاده کنم، بلکه راهی است برای نشان دادن اینکه زبانی که استفاده می کنیم و اصطلاحاتی که بطور روزمره بکار می بریم چقدر زن ستیزند و وقتی آنها را واژگون می کنیم، چقدر مسخره به نظر می آیند. چرا ربط دادن غیبت به خاله و "زنک" در دیدمان طبیعی است، اما "عمو مردک" عجیب است؟ چرا حرف های زنان "خاله زنکی" و حرف های "حمام زنانه" محسوب می شوند و حرف های مردان جدی و سیاسی؟ بد نیست به زن ستیز بودن زبانمان توجه کنیم و ببینیم زبان فارسی که آن را از نظر جنسگونگی خنثی می دانیم (و در مباحث ناسیونالیستی به آن می بالیم) تا چه حد جنسگونه است.

این مصاحبه بهارلو با حسین درخشان را از دست ندهید. جالب است که وقتی صحبت از سانسور در ایران است، بهارلو اعتراضی به صحبت حسین در مورد نظام و سیستم حکومتی ایران ندارد، اما تا حسین بنده خدا می خواهد از سانسور و مونوپولی مطبوعات در امریکا بگوید بهارلو حرفش را قطع می کند و می گوید، حالا از سیستم حرف نزنیم چون بحث در مورد وبلاگ است! البته خب صدای امریکاست، یعنی برنامه پروپاگاندای دولت امریکا، انتظاری جز این هم نمی شود داشت.


-------



این لوگو را الان دیدم. تریبون فمینیستی و سایت زنان ایران در مورد فیلتر شدن کلمه "زن" و کلمات مرتبط به جنسیت پتیشنی در اعتراض نوشته اند که اگر موافقید می توانید امضا کنید.