وبلاگها
|
شهر فرنگ، شرق ، غرب و ایران خانومFriday, April 28, 2006
از آنجایی که اسم این وبلاگ فرنگوپولیس یا همان فرانکوپولیس یا همان شهر فرنگ است، دکتر محمد توکلی طرقی لطف کرده و یک تصویر بسیار جالب که در روزنامه بامشاد در سال 1345 به چاپ رسیده را برایم فرستاده. راستی حالا که به تازگی بحثی در مورد اورینتالیزم و کتگوری های "شرق" و "غرب" داشته ایم، بگذارید کتاب توکلی طرقی را هم معرفی کنم. بدون اغراق می توانم بگویم که این یکی از بهترین کتابهایی است که در زمینه تاریخ نویسی ایران مدرن خوانده ام. آنچه که این کتاب را از دیگر کتابهای تاریخ مدرن متمایز می کند، توجه توکلی طرقی به نقش نخبه های وطنی و متن های "بی خانمان" هندو-فارسی است در شکل گیری اورینتالیسم و ناسیونالیسم در ایران مدرن. ![]() حالا که دارم در مورد تاریخ نگاری کتاب معرفی می کنم و یکی از دوستان مدتی پیش در ای میلی خواسته بود که بیشتر کتاب معرفی کنم، کتاب فیروزه کاشانی ثابت را در مورد ملت سازی در قرن نوزدهم و بیستم در ایران از دست ندهید. کتابی است خواندنی که با وجود نقدی که بر تحلیلش از ناسیونالیسم تعریف شده توسط بندیکت اندرسون دارم، دست آخر کتاب کاشانی ثابت کتابی است با ارزش در نشان دادن چگونگی تولید مرزها و نقشه و شهروندی مدرن در ایران: ![]() حالا برویم سر عکس جالبی که از کتابخانه توکلی طرقی درآمده و سر از این شهر فرنگ دیجیتال درآورده. تفسیر اینکه ایران به زنی که دشمنان خارجی می خواهند او را اغوا کنند تشبیه شده را هم در کتاب توکلی بخوانید. البته نجم آبادی هم در کتابی که در ساید بار این وبلاگ هست در مورد تبدیل گفتمانی ایران به "مام وطن" که فرزندان دلیرش (مذکر!) او را دوست می دارند و از او حفاظت می کنند و برایش می میرند نوشته. ««این عکس پی دی اف است و هر کاری کردم نتوانستم خود عکس را آپ لود کنم و به جایش یک لینک آن لاین پی دی اف برایش درست کردم. اگر نمی توانید باز کنیدش خبر دهید تا فکر چاره کنم.»» ![]() ----------------------- برای کسانی که تصویر را نمی توانند باز کنند، ماجرای کاریکاتور از این قرار است: یک کابوی آمریکایی که روی لباسش نوشته شده "غرب" از یکطرف عاشقانه گیتار می زند و یک مرد روس که روی لباسش نوشته شده "شرق" از سوی دیگر عاشقانه هارمونیکا می زند . "ایران خانم" هم مثل شهرزاد هزار و یک شب قصه ها بالای برج نشسته و به آوازعاشقانش گوش می دهد. زیر عکس می خوانیم: "شهر شهر فرنگ است.... و این ایران خانم ابرو کمانی چشم بادامی لب غنچه ای موکمندی است که از چپ و راست عاشقان دلخسته اش در آتش اشتیاق می سوزند و می سازند و می نوازند و می نالند.... و برای یک نگاه از او جان می دهند. خوب تماشا کن. شهر شهر فرنگ است." تبصره: توجه کنید که مقوله "شرق" هم در این کارتون و هم در گفتمان امریکایی با آنچه ادوارد سعید در موردش می نویسد فرق می کند. "شرق" در گفتمان شرق شناسی (اورینتالیست) به تولید گفتمانی بخصوصی اشاره دارد که کتاب خدا بیامرز سعید را که بخوانید بیشتر دستگیرتان می شود. دیدم بد نیست آن کتاب را هم اینجا بگذارم. ![]() |
|
<< Home