وبلاگها

غر نامه

Wednesday, July 27, 2005
کمرم بدون هیچ دلیل خاصی (به جز پیری!) شدیداً گرفته. فعلاً که مثل ماشین مش مندلی ذره ذره پبچ و مهره هایم دارند می افتند. خدا نصیبتان نکند، یک مورد خیلی بد اسید معده هم سالهاست دارم که به خاطرش از آن قرص هایی که پروتون آزاد می کنند تا معده اسید تولید نکنه می خورم. اما چون بهتر نمی شه، دکتر بنده تازه به ذهنش رسیده که یک آزمایش دیگه انجام بده. برای این آزمایش از 10 روز قبلش باید قرصم را نخورم ولی می تونم تامز و این آنتی اسید های مایعی که مزه گچ می ده را مصرف کنم. من هم که از جمعه قرصم را نمی خورم این شیشه مایلنتا را مثل آب قلپ قلپ بالا می زنم، اما شب که می شه، این اسیده دمار از روزگارم در می یاره. حالا درد معده کم بود، درد کمر هم اضافه شده و بدتر این که نمی تونم قرص درد عضله بخورم چون معده ام را سوراختر از این که هست می کنه. زیاد پشت کامپیوتر نمی تونم بنشینم، اما انگار همین باعث می شه که حرف برای گفتن زیاد داشته باشم! در مورد از آب گل آلود ماهی گرفتن "اپوزیسیون" که با وجود اینکه در مواقع دیگه همجنسگرا ستیزی خودشون را نشان داده اند، حالا کاسه داغ تر از آش شده اند و از اعدام دو پسر جوان در مشهد حرف می زنند، تا مقاله همجنسگرا ستیزی که در ایرانین خوانده ام و دوست دارم در جوابش چیزی بنویسم.
در مورد مقاله تاکر هم که منوچهر عزیز لطف کرده و پاسخ دن وریسکو را فرستاده. اما شاید من هم چند کلمه ای در مورد
Terrorism Studies"
که زاده جنگ سرد است و فکر می کنم حرفهای تاکر بیشتر به این رشته می خورد تا به انسانشناسی، چیزی بنویسم.
فعلاً این را در مورد تبدیل شدن ایران به مرکز جراحی تغییر جنسیت بخوانید تا به غیر از غرهای من چیزی هم خوانده باشید و دست خالی نروید....