وبلاگها

مدرسه موش ها

Thursday, April 27, 2006
پس چرا کسی به ما خبر نمی ده این مدرسه های تغییر رژیم در واشنگتن کجا برگزار می شوند؟ اخبار این یکی که در دوبی برگزار شده را از وبلاگ نیک آهنگ دزدیم. اصل مقاله در اژیا تایمز به انگلیسی بوده و المیرا مرادی آن را برای گویا ترجمه کرده.
سیروس صفدری، یک تحلیل گر ایرانی مستقل در این مورد به ما گفت:" آنطور که من استنباط کردم، ایده برگزاری چنین دوره ای این بوده که فعالین سیاسی را آموزش دهند و آنها را از کمک مالی خود برخوردار سازند تا بعنوان ماموران جاسوسی و محرکین جامعه ، همانند جنبش دمکرایتک آتپورOtpor Democratic Movement در یوگسلاوی عمل کنند. عملیاتی که به آنان یاد می دهد تا با بکار گیری و آموزش تکنیک های مختلف: از شعارنویسی بر علیه حکومت گرفته تا تشویق و جرئت بخشیدن به جنبش دانشجویی و یا تحریک حکومت به یک سرکوب عمومی، تا جائی که بعدا بتوان از این "جرقه" برای براه انداختن یک شورش عمومی و بزرگ در ایران استفاده کرد، جنبشی که بنظر برسد که جنبشی خودجوش و طبیعی بوده است."دعوتنامه نیلوفر برای شرکت در جلسات این دوره آموزشی، در ماه جولای گذشته به دست او رسید، یعنی چند ماه قبل از آنکه دولت بوش علاوه بر بودجه سابق، درخواست کمک 75 میلیون دلاری اضافی را هم از کنگره این کشور جهت کمک به " براندازی رژیم" ایران بنماید.
خب انگار دیوار موش دارد و موش هم گوش دارد که اخبار این عملیات "صیفیر صیفیر یدی" (007) رخنه کرده بیرون. اگر ورژن واشنگتنی این مدرسه موش ها هم هست ما را خبر کنید تو رو خدا. فقط برای مصارف آکادمیک است والله. به قول موش خاموش: "پ مثل پسته لبااااااااش بسته!"
خب دیگه شروع کنیم (با لهجه روباه شهر قصه خوانده شود)...

تنبلای بی سُواد... بشینین. کتابا رو واز کنین... صفحه یه یازدهم حاضرین؟

الف اَبِن اَبِ نَبَن که آ اُبنَ مِنَ ال اُبن اُبَینا
بِ بَبَن بَبِ نَبَن که با بُبنَ مِنَ البُبنَ چی چِینا؟... بُبَنَ بُبَینا

جیم دو زِبَر جَن و دو زیر جِن و دو پیش جُن

همه با هم: "جَن جِن جُن" حالا برعکس "جُن جِن جَن"

حالا مدرسه موشی ها درس جیم رو بگن: "ج مثل جاسوس سرا پا گووووووووش..."

----------------------------
کسی در این ثینک تنک های واشنگتن آشنا ماشنا سراغ نداره؟ جدی می پرسم به خدا.
----------------------------
اونقدر صدام (با فتحه نخوانید، با کسره بخوانید) خوشگل شده که نگو. صبح یه بنده خدایی تلفن زد فکر کرد اشتباهی گرفته گوشی رو گذاشت.
---------------------------

این ویدئو را هم موقع وبگردی در ایرانین دیدم. نمونه دیگری از راسیسم ضد مسلمان اروپایی که با استریوتایپ هایش اعصاب آدم را خرد می کند. عنوان ویدئو اینه: "بزودی در شهر مورد علاقه شما!" اولین پیام ویدئو با نوشته های بزرگ اینه: "بیدار شو اروپا!!!" یعنی هشدار ویدئو به اروپائی های متمدن اینه: توجه کنید که "خطر" اسلام با آداب و رسوم وحشیانه اش دارد در بین "ما" اروپائیان رخنه می کند! پس مرزهایمان را ببندیم تا آن تمدن و فرهنگ اصیل اروپائیمان با خون این وحشی های مسلمان قاطی نشود!
کی بود می گفت گفتمان های استعماری و نو استعماری دیگه در دوره جهانی شدن مفهومی ندارن؟
----------------------------

آقا ما می خوایم تو این دیار واشنگتن فوکوس گروپ بذاریم و شیرینی و چایی و این چیزها بدیم مردم بخورن. منتظر خبرش باشین. راستی کسی از دانشگاهی جایی هست که این وبلاگ رو می خونه و در اتاق گرفتن بتونه کمک کنه؟ اجرتون با حضرت حق، یه ای میلی بزنین.
----------------------------
وقتی در سفرم با ماشین از کالیفرنیا به تورنتو از صحرای نوادا می گذشتم، از ناحیه هایی گذشتم که برای تمرین های ارتشی بسته بودند. عکسهایی گرفته ام که به دلیل بی بخاری مفرط هنوز در دوربین مانده اند. امروز این خبر را دیدم و تنم لرزید (تب هم شاید موثر بوده باشد!). خبر در مورد آزمایش بمبی است که به مراتب بزرگتر از"مادر بمب ها" است که در عراق استفاده کردند. اما قدرت تخریبش از کوچکترین بمب اتمی کم تر است. گویا می خواهند آزمایش کنند که ببینند بمب شان تا چه حد در زمین رخنه می تواند بکند. کابینه بوش انگار تا این اسباب بازی مرگبارش را درست نکند دست بردار نیست. در سال 2003 کنگره امریکا منعی که در سال 1994 روی توسعه سلاح های اتمی گذاشته بود را برداشت. حالا کابینه بوش پول می خواهد سلاح اتمی را که در موردش چند وقت پیش نوشته بودم را درست کند. امیدوارم ایران آزمایشگاه این "بانکر باستر" نباشد.