امروز داشتم بازتاب دانشجوهای کلاسی که درس می دهم را می خواندم. نوشته یکی از آنها برایم خیلی جالب بود. یکی از تکالیفی که به دانشجوها داده ام این است که هر هفته دو صفحه بازتاب در مورد مطالبی که برای کلاس می خوانند بنویسند. هفته پیش که هفته دومی بود که این بازتاب ها را می نوشتند، بحث در مورد شرق شناسی و رابطه اش با استعمارگری کهنه و نو بود. بیشتر دانشجو ها برداشت های جالبی از مطالب مربوطه داشتند. اما این یک نفر انگار که درکلاس نبوده و در دنیای خودش است. با وجود اینکه سه مقاله در مورد اورینتالیسم خوانده بودند و دو مقاله در مورد اورینتالیسم در فمینیسم، این آدم تعریف "اورینت" را یک راست از لغت نامه در آورده است (جایی که خورشید بر می خیزد!) و در مورد تفسیر میدا یگن اوگلو در مورد اصرار استعمارگر به کشف حجاب مستعمره یک چنین چیزی نوشته: "یگن اوگلو می گوید که زنان الجزیره ای بد بختند و مردان عرب کنترل گرند! خوشحالم که در امریکا به دنیا آمده ام و مجبور نیستم چادر بپوشم!" لغت نامه هم عجب بلایی شده برای این نسل که حوصله خواندن ندارد و جواب های ساده و سریع می خواهد...
---
چند روز پیش عده ای "متخصص" در مورد ایران در کنگره آمریکا شهادت دادند و به جای جنگ فشار روی رژیم اسلامی را پیشنهاد کردند. وقتی شهادت نامه های این متخصصین را می خوانی می بینی که با وجود مخالفتشان با جنگ، قصدشان چیزی جزمنافع اقتصادی و سیاسی در خاورمیانه نیست. برایشان فرقی نمی کند که چه کسی سر کارباشد. تا وقتی که بازار جهانی به خطر نیفتد، اگر حکومتی به مراتب بدتر ازعربستان سعودی هم سر کار بیاید ککشان نمی گزد. ادعاهای دموکراسی هم تنها شیوه حکمرانی جدید را آسانتر می کند. شهادت نامه های این آقایان من را یاد سؤال معروف انشاء دوران دبستان می اندازد. تفاوتش این است که به جای سؤال علم بهتر است یا ثروت انگار از این متخصصین پرسیده اند: جنگ بهتر است یا ثروت؟ این ها هم می گویند: " البته ثروت ثروت! البته فراموش نشود که بعضی مواقع جنگ یعنی ثروت!" با وجود به به و چه چه کردن آنهایی که از شهادت آقایان متخصص نهایت رضایت را دارند حقیقت این است که این ثروت به جیب صاحبان سرمایه جهانی می رود و از گلوی خیلی ها می زند و وضع خیلی از مردم را ازآنچه هست وخیم تر می کند. همین آقایان اگر زمانی جنگ را مایه افزایش سرمایه بدانند از شهادت دادن در جهت جنگ دریغ نخواهند کرد.
<< Home