وبلاگها

لاشخورهای فرصت طلب: بنیادگرایان مذهبی و سکولار

Thursday, February 09, 2006
آنهایی که قصدشان تحریک مسلمانهای افراطی است بیکار ننشسته اند و خوب دارند ماهی های کوچک و بزرگ از این آب گل آلود می گیرند.... آدرس یک سایت را رویای ناگزیر با نگرانی برایم در کامنت های پست قبلی گذاشته که چون نمی خواهم در ترویج این تصاویر و دامن زدن به خشونت سهمی هرچند کوچک داشته باشم، با اجازه رویای عزیز، آدرس سایت را از کامنت ها حذف می کنم. هنوز چیزی نشده، این دعواها شده منبع درآمد... تی شرت 18 دلاری که رویش نوشته "پشت پیراهن من عکس محمد است" و پشتش نوشته: "شوخی بود! الحمدالله... لطفاً مرا نکشید!" عجب راه شرافتمندانه ای برای پول درآوردن!
نمی دانم کجای این خشونت ها خنده دار است؟ نمی دانم چرا با وجود مشاهده این همه غوغا بر سر این کارتون ها، کارتونهایی به مراتب توهین آمیزتر روی اینترنت در حال پخش شدن است... چه کسانی از این باد زدن آتش سود می برند؟ یاد کاریکاتورهای توهین آمیز بعد از 11 سپتامبر افتادم و دگرسازی و تحقیر مسلمانان. اما اینبار انگار برای اثبات فرضیه هانتینگتونی خود از هیچ چیز دریغ نمی کنند. آنزمان فقط صدام و بن لادن را در حال گائیدن و گائیده شدن به تصویر می کشیدند، حالا برای اثبات بی مرزی آزادی بیان حضرت محمد را در چنین حالت هایی به نقش می کشند. اما تفاوت کارتون ها از زمین است تا آسمان... آیا این یکنوع اعلام جنگ "تمدن" هاست؟ آقای بوش و خانم رایس ایران را مسبب این خشونت ها خطاب می کنند... اصلاً احساس خوبی در مورد روند پیش رفتن این قضیه ندارم... از آنسو هم کامنت گذاری که من را به دلیل پست قبلی ام بدتر از کارتونیست دانمارکی می خواند، در پستش چنین می نویسد:

"چوپان چشم روشن موبور هم جنس باز دانمارکی به نمايندگی از تمام تند طبعان غربی که چند صباحی است به اسلام ستيزی آشکار پرداخته اند ، اين بار اما با قلم نقاشی و کاريکاتور به جنگ عزیز ترین موجود عالم هستی ، پيامبرخدا رفته است به بهانه آزادی بيان که آن نيز ره آورد دین مقدسش ، اسلام است . امروز در ظهر روز عاشورا همه به نوعی ميخواهند اين پيام را برسانند که شهادت حسین ، برای زنده نگه داشتن دین رسول خدا بود . با خود ميگويم که چگونه است کمتر از چند سال از فوت رسول گرامی اسلام ، حسين (ع) جانش را برای پاسداشت دین جدش ميگذارد ، و اما امرور ما بعداز 1400 سال ، برای پاسداشت دین رسول خدا چه میکنيم .خروش امت اسلام در هر گوشه از جهان بعد از اقدام ننگین روزنامه دانمارکی ، غروری را در من افزون ميکند به واسطه بيداری اسلامی .به نظرم قطع هر گونه رابطه با دانمارک توسط تمامی کشورهای اسلامی در اين مقطع شايد يادآور اندکی از شجاعت و شهامت امام در اعلام ارتداد سلمان رشدی ملعون است ."

نمی دانم همجنسگرایان در این بین چه گناهی مرتکب شده اند؟ از جنسیت کارتونیست دانمارکی مطلع نیستم، اما اگر هم همجنسگرا باشد، این چه ربطی به کارتون هایش دارد؟ برایم جالب است که در دگرسازی از هردو سو، کاسه کوزه ها سر همجنسگرایان می شکند. مثل آن سرباز امریکایی که روی بمبی که می خواست بر سر مردم افغانستان بریزد نوشت "هایجک دیس فگز!" (حالا این را بدزدید کونی ها! -- نوشته ای با غلط املایی که اشاره به دزدیدن هواپیما در 11 سپتامبر دارد)....مثل این بلاگر ایرانی که اولین جمله اش را با "همجنس باز" خطاب کردن کارتونیست دانمارکی شروع می کند. بماند که در امریکا سازمان های دفاع از حقوق همجنسگرایان صدایشان در مورد این جمله هوموفوبیک سرباز امریکایی درآمد که "آی! به همجنسگرایان توهین نکنید!" اما هیچکدام نگفتند که این جمله نگاشته بر بمب، تنها خشونت بر علیه همجنسگرایان را اشاعه نمی دهد، این جمله هم قصد تحقیر افغانی ها را دارد و هم قصد کشت صدها آدم بی گناه افغانی را دارد ...

نمی دانم چه بگویم. نمی خواهم عده ای از مسلمانان افراطی که سفارت می گیرند و آتش می زنند را بازیچه بی عاملیت برنامه های سیاسی بدانم... فکر می کنم ماجرا کمی از این پیچیده تر است. همین را بگویم که من در بنیادگرایی مذهبی و سکولار بیشتر نقطه اشتراک می بینم تا تضاد.

فکر می کنم دوباره وقت نوشتن به زبان انگلیسی در وبلاگهای ضد جنگ باشد. نمی دانم تا چه حد موثر است، اما قدمی است کوچک. شاید برای آرام شدن خودم.